سوزنی سمرقندی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - مرغابی چیست
چیست مرغابی فراخته بال
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۵۶ - هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون
هر دم از بزم طرب آن دلنواز آید برون
مجد همگر : رباعیات
شماره ۳۹۱ - آنانکه چهان کنند و مردم سوزند
آنانکه چهان کنند و مردم سوزند
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲۶ - پرید رنگ من، از می چو گشت جانان سرخ
پرید رنگ من، از می چو گشت جانان سرخ
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۵۰ - در جواب رشیدالدین وطواط
خدایگان افاضل رشید دولت و دین
رشیدالدین میبدی : ۱۳- سورة الرعد- مکیة
۲ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «اللَّهُ یَعْلَمُ ما تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثى‏» احاط الحقّ سبحانه بالمعلومات علما و امضى بالکائنات حکما فلا معلوم یعزب عن علمه و لا مخلوق یخرج عن حکمه تعالى قدره عن سمات النّقص و تقدّس و صفه عن صفات العیب ثنائى است که اللَّه تعالى بر خود مى‏کند، جلّ ثناؤه و عزّ کبریاؤه، خود را خود مى‏ستاید که وى تواند که خود را ستاید و ثناء وى است که وى را شاید، از آب و خاک چه آید و ثناء آب و خاک تا کجا رسد و اگر چند بکوشد بسزا و قدر اللَّه تعالى کى رسد، عقل بفرساید و هم بگدازد و بمبادى اشراق جلال وى نرسد، او که وى را ستاید دریا مى‏پالاید و چراغست که در روز مى‏افروزد، پیداست که چراغ در نور روز چه افزاید.
فریدون مشیری : ریشه در خاک
توضیحات
۶ ــ ریشه در خاک ــ ۱۳۶۴
نسیمی : رباعیات
شماره ۶۱ - من بوی تو از گل و سمن می شنوم
من بوی تو از گل و سمن می شنوم
سعیدا : غزلیات
شماره ۴۸۴ - از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
از دم تیغ غم او هر نفس خون می خورم
سعدی : غزلیات
غزل ۸۳ - مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۴۱ - لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۶۸ - فصل (سماع در کجا حرام بود)
بدان که آنجا که سماع مباح گفتیم، به پنج سبب حرام شود، باید که از آن حذر کند:
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۵۵ - عقد شانزدهم در رجا که به روایح وصال زیستن است و به لوایح جمال نگریستن
ای ز بس بار تو انبوه شده
ترانه های کودکانه : بخش اول
بچه خندونش خوبه
گل تو گلدونش خوبه
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۱۸۴ - مراد خاطر خود در جهان نمی یابم
مراد خاطر خود در جهان نمی یابم
ابن حسام خوسفی : رباعیات
رباعی ۶۲ - هر چند که یار پارسا باشد گرگ
هر چند که یار پارسا باشد گرگ
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز
فلک بر خویش پیچان اژدهاییست
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸۲ - از بس غبار حسرت دیدار داشتم
از بس غبار حسرت دیدار داشتم
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۴۴ - دلم گداخت سر ساغر گران دارم
دلم گداخت سر ساغر گران دارم
ادیب صابر : قصاید
شماره ۳۶ - صورتگران چه حیله و تدبیر کرده اند
صورتگران چه حیله و تدبیر کرده اند