خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از جدایی و دوری یار خود شکایت می‌کند. او از رفتار ناعادلانه و بی‌وفایی یارش گله می‌کند و از این که یارش به جای او به دیگران توجه کرده است، ناراحت است. شاعر از غم و اندوه خود می‌گوید و از عقل خود می‌خواهد که او را از این اندیشه‌های بد دور کند. در نهایت، شاعر به صلاح‌الدین ضیا اشاره می‌کند که مانند ماه روشنایی می‌دهد و کارهای دشوار را آسان می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق مانند عشق، جدایی، غم و شکایت است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۱۴ - بار دیگر یار ما هنباز کرد

بارِ دیگر یارِ ما هَنْباز کرد
اندک اندک خویْ از ما بازکرد ۱

مَکْرهایِ دشمنان در گوش کرد
چَشمِ خود بر یارِ دیگر باز کرد ۲

هر دَم از جورَش دل آرَد نو خَبَر
غَمْ دلِ تَرسنده را غَمّاز کرد ۳

رُو تُرُش کردن بَرِ ما پیشه ساخت
یک بَهانه جُست و دست اَنْگاز کرد ۴

ای دَریغا رازِ ما با همدِگَر
کو دِگَر کَس را چُنین هَم راز کرد ۵

ای دلْ از سَرْ صبر را آغاز کُن
زان که دِلْبَر جور را آغاز کرد ۶

عقل گوید کین بَداَنْدیشی مَکُن
او از آنِ ماست بر ما ناز کرد ۷

می‌دَهَد چون مَهْ صَلاحُ الدّین ضیا
کَارْغَنون را زُهره جان ساز کرد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۳ - موشکی صندوق را سوراخ کرد
گوهر بعدی:غزل ۸۱۵ - شهر پر شد لولیان عقل دزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.