خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر درباره تنهایی، عشق ناکام، سرنوشت و پذیرش وضعیت خود است. شاعر از دوری از معشوق، ناامیدی از زندگی و تقدیر خود سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق، ایمان، کفر و پذیرش سرنوشت اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
غزل ۳۷۳ - نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم
نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم
عجبی نباشد از من که بری ز کفر و دینم ۱
تو و کوچهٔ سلامت، من و جادهٔ ملامت
که به عالم مشیت تو چنان و من چنینم ۲
نه تو من شوی، نه من تو، به همین همیشه شادم
که به کارگاه هستی تو همان و من همینم ۳
ز سجود خاک پایش به سرم چهها نیامد
قلم قضا ندانم چه نوشته بر جبینم ۴
چه کنم اگر نگردم پی صاحبان خرمن
که فقیر خانه بر دوش و گدای خوشهچینم ۵
رخ دوست را ندیدم دم رفتن، ای دریغا
که به روی او نیفتاد نگاه واپسینم ۶
به چه رو بر آستانش پی سجده سرگذارم
که هزار بت نهان است به زیر آستینم ۷
چه به غصه دل نهادم، چه توقعم ز شادی
چو به زهر خو گرفتم چه طمع ز انگبینم ۸
تو و زلف مشک بارت من و چشم اشک بارم
تو و لعل آبدارت من و کام آتشینم ۹
کسی از سخن شناسان به لب گهرفشانت
نشنید گفته من که نگفت آفرینم ۱۰
من و دیده برگرفتن به کدام دل فروغی
که میسرم نگردد که فروغ او نبینم ۱۱
عجبی نباشد از من که بری ز کفر و دینم ۱
تو و کوچهٔ سلامت، من و جادهٔ ملامت
که به عالم مشیت تو چنان و من چنینم ۲
نه تو من شوی، نه من تو، به همین همیشه شادم
که به کارگاه هستی تو همان و من همینم ۳
ز سجود خاک پایش به سرم چهها نیامد
قلم قضا ندانم چه نوشته بر جبینم ۴
چه کنم اگر نگردم پی صاحبان خرمن
که فقیر خانه بر دوش و گدای خوشهچینم ۵
رخ دوست را ندیدم دم رفتن، ای دریغا
که به روی او نیفتاد نگاه واپسینم ۶
به چه رو بر آستانش پی سجده سرگذارم
که هزار بت نهان است به زیر آستینم ۷
چه به غصه دل نهادم، چه توقعم ز شادی
چو به زهر خو گرفتم چه طمع ز انگبینم ۸
تو و زلف مشک بارت من و چشم اشک بارم
تو و لعل آبدارت من و کام آتشینم ۹
کسی از سخن شناسان به لب گهرفشانت
نشنید گفته من که نگفت آفرینم ۱۰
من و دیده برگرفتن به کدام دل فروغی
که میسرم نگردد که فروغ او نبینم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۲ - زان پرده میگشاید دل بند نازنیم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۴ - یارب آن نامهربانان مه دل فراگیرد ز کینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.