اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۷۴ - مشنو که کس از جهان رسیدست بکام
مشنو که کس از جهان رسیدست بکام سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۸ - در مدح تاج الامرا حسن
نوشد بجهان جهان دیگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۵ - شوق می از بهار گل اندام تازه شد
شوق می از بهار گل اندام تازه شد حافظ : غزلیات
غزل ۴۱۲ - مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۱ - بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۵۸ - دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن
دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶ - خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را
خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۵۱ - ای قامت تو چو روز در دی کوتاه
ای قامت تو چو روز در دی کوتاه نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۹۱ - اندرز شیرین خسرو را در داد و دانش
به نزهت بود روزی با دلافروز امامی هروی : غزلیات
شماره ۱۳ - تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۱ - گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند
گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲ - نقشی ز خود به راهگذر بسته ایم ما
نقشی ز خود به راهگذر بسته ایم ما ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۹۶ - دی خسرو سیاره چو با شام نشست
دی خسرو سیاره چو با شام نشست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۰۷ - چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود پنجم وهیشتوایشت گاه
یسنه، هات 53 1 بهترین خواست «زرتشت سپیتمان» برآورده شده است؛ چخ، «مزدا اهوره» در پرتو «اشه» او را زندگی خوش دیرپای بخشیده است وآنان که با وی سر ستیز داشتند نیز [اکنون] درگفتار و در کردار، دین نیکش را آموخته¬اند. 2 اینان راست که با اندیشه وگفتار و کردار، به خشنودی «مزدا» بکوشند و به آزاد کامی و با کارنیک و ستایشگرانه، [او را]نیایش بگزارند. «کی گشتاسب» هوادار «زرتشت سپیتمان» و «فرشوشتر»، راه راست دینی را برگزیده اند که «اهوره» به رهاننده فرو فرستاد. 3 ای پور وچیستای هچتسپی سپیتمانی! ای جوان ترین دختر زرتشت! «مزدا» آن کس را که به «منش نیک» و «اشه» سخت باور است ، به انبازی [زندگی] به تو می¬بخشد. پس با خرد خویش همپرسگی کن و با [یاری] «سپندارمذ» ، نیک آگاهی [خود را] بورز. 4 بی گمان من او را که برای همکاران و خویشاوندان به پدری و سروری گمارده شده است، برخواهم گزید و بدو مهر خواهم ورزید. [باشد که] در زندگانی، فروغ «منش نیک» بر من بتابد و اشون زنی باشم در میان اشونان و «مزدا اهوره» همواره [آموزشهای] دین نیک را به من ارزانی دارد. 5 سخنانی می¬گویم دوشیزگان شوی گزین را و شما [دو تن] زا [نیز] اندرز می¬دهم. [پندم را] با اندیشه[بشنوید] و بدرستی به یاد بسپارید و با «دین» خویش در یابید و بکار بندید: بر هر یک از شماست که در پرتو «منش نیک»، در [راه] «اشه» از دیگری پیشی گیرد، بی گمان این برای وی، پاداش نیکی است. 6 ای مردان و زنان! این را بدرستی دریابید که «دروج» در این جا فریبنده است. «دروج» را از پیشرفت و گسترش باز دارید و پیوند خویشتن را از آن بگسلید. شادی بدست آمده در کورسو [ی تباهکاری]، اندوه مایه ¬ای است. بدین سان، دروندان تباه کنندۀ راستی، زندگی مینوی خویش را نابود می¬کنند سرانجام بانگ وای ودریغ بر خواهید آورد. 8 اینچنین همه دژکرداران فریب می¬خورند و با ریشخنند همگان، خروش بر می¬آورند و دچار گزند و شکست می¬شوند. [اما] در پرتو [کنش] فرمانروای نیک، رامش به زنان و ردان در خانمانها و روستاها باز می¬گردد. [بشود که] فریفتاری – این زنجیر براستی مرگبار – برافتد. [بشود که] آن از همه بزرگتر ، شتابان به سوی ما آمد. 9 دژباوران که بندۀ کام [خویش]اند و از راستی روی بر می¬تابند، [از پارسایان] بیزارند و ارجمندان را خوار می¬شمارند. [آنان] با خویشتن نیز در کشمکش اند. کیست آن سرور آشون که به آزادکامی و از دل و جان با ایشان بستیزد؟ ای مزدا؟ تو با «شهریاری مینوی» خویش ، درویشانی را که درست زندگی می¬کنند، بهروزی خواهی بخشید. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۰۲ - سبکسری که اسیر هواست همچو حباب
سبکسری که اسیر هواست همچو حباب مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۶ - از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
از من زر و دل خواستی ای مهر گسل سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت ذوالنون مصری
چنین یاد دارم که سقای نیل خیام : رباعیات
رباعی ۱۶ - این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست نهج البلاغه : حکمت ها
روانشناسى عبادات
وَ قَالَ عليهالسلام إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى اَلنَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى اَلْفَرَائِضِ
شماره ۴۷۴ - مشنو که کس از جهان رسیدست بکام
مشنو که کس از جهان رسیدست بکام سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۸ - در مدح تاج الامرا حسن
نوشد بجهان جهان دیگر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۰۵ - شوق می از بهار گل اندام تازه شد
شوق می از بهار گل اندام تازه شد حافظ : غزلیات
غزل ۴۱۲ - مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۱ - بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۵۸ - دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن
دیده بی نور ما را کرد بینا پیرهن سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶ - خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را
خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی را کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۵۱ - ای قامت تو چو روز در دی کوتاه
ای قامت تو چو روز در دی کوتاه نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۹۱ - اندرز شیرین خسرو را در داد و دانش
به نزهت بود روزی با دلافروز امامی هروی : غزلیات
شماره ۱۳ - تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره
تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گره صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۱ - گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند
گرفتار محبت دوست از دشمن نمی داند غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۲ - نقشی ز خود به راهگذر بسته ایم ما
نقشی ز خود به راهگذر بسته ایم ما ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۹۶ - دی خسرو سیاره چو با شام نشست
دی خسرو سیاره چو با شام نشست سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۰۷ - چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود پنجم وهیشتوایشت گاه
یسنه، هات 53 1 بهترین خواست «زرتشت سپیتمان» برآورده شده است؛ چخ، «مزدا اهوره» در پرتو «اشه» او را زندگی خوش دیرپای بخشیده است وآنان که با وی سر ستیز داشتند نیز [اکنون] درگفتار و در کردار، دین نیکش را آموخته¬اند. 2 اینان راست که با اندیشه وگفتار و کردار، به خشنودی «مزدا» بکوشند و به آزاد کامی و با کارنیک و ستایشگرانه، [او را]نیایش بگزارند. «کی گشتاسب» هوادار «زرتشت سپیتمان» و «فرشوشتر»، راه راست دینی را برگزیده اند که «اهوره» به رهاننده فرو فرستاد. 3 ای پور وچیستای هچتسپی سپیتمانی! ای جوان ترین دختر زرتشت! «مزدا» آن کس را که به «منش نیک» و «اشه» سخت باور است ، به انبازی [زندگی] به تو می¬بخشد. پس با خرد خویش همپرسگی کن و با [یاری] «سپندارمذ» ، نیک آگاهی [خود را] بورز. 4 بی گمان من او را که برای همکاران و خویشاوندان به پدری و سروری گمارده شده است، برخواهم گزید و بدو مهر خواهم ورزید. [باشد که] در زندگانی، فروغ «منش نیک» بر من بتابد و اشون زنی باشم در میان اشونان و «مزدا اهوره» همواره [آموزشهای] دین نیک را به من ارزانی دارد. 5 سخنانی می¬گویم دوشیزگان شوی گزین را و شما [دو تن] زا [نیز] اندرز می¬دهم. [پندم را] با اندیشه[بشنوید] و بدرستی به یاد بسپارید و با «دین» خویش در یابید و بکار بندید: بر هر یک از شماست که در پرتو «منش نیک»، در [راه] «اشه» از دیگری پیشی گیرد، بی گمان این برای وی، پاداش نیکی است. 6 ای مردان و زنان! این را بدرستی دریابید که «دروج» در این جا فریبنده است. «دروج» را از پیشرفت و گسترش باز دارید و پیوند خویشتن را از آن بگسلید. شادی بدست آمده در کورسو [ی تباهکاری]، اندوه مایه ¬ای است. بدین سان، دروندان تباه کنندۀ راستی، زندگی مینوی خویش را نابود می¬کنند سرانجام بانگ وای ودریغ بر خواهید آورد. 8 اینچنین همه دژکرداران فریب می¬خورند و با ریشخنند همگان، خروش بر می¬آورند و دچار گزند و شکست می¬شوند. [اما] در پرتو [کنش] فرمانروای نیک، رامش به زنان و ردان در خانمانها و روستاها باز می¬گردد. [بشود که] فریفتاری – این زنجیر براستی مرگبار – برافتد. [بشود که] آن از همه بزرگتر ، شتابان به سوی ما آمد. 9 دژباوران که بندۀ کام [خویش]اند و از راستی روی بر می¬تابند، [از پارسایان] بیزارند و ارجمندان را خوار می¬شمارند. [آنان] با خویشتن نیز در کشمکش اند. کیست آن سرور آشون که به آزادکامی و از دل و جان با ایشان بستیزد؟ ای مزدا؟ تو با «شهریاری مینوی» خویش ، درویشانی را که درست زندگی می¬کنند، بهروزی خواهی بخشید. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۰۲ - سبکسری که اسیر هواست همچو حباب
سبکسری که اسیر هواست همچو حباب مولوی : رباعیات
رباعی ۱۰۸۶ - از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
از من زر و دل خواستی ای مهر گسل سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت ذوالنون مصری
چنین یاد دارم که سقای نیل خیام : رباعیات
رباعی ۱۶ - این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست نهج البلاغه : حکمت ها
روانشناسى عبادات
وَ قَالَ عليهالسلام إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى اَلنَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى اَلْفَرَائِضِ