صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۲۳ - در مدح خواجه قنبر(ع)
باید ای خامه بپرداخت ز نو دفتر دیگر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت
زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۳۷ - ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۱۹ - من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو
من غُلامِ قَمَرم، غیر قَمَر هیچ مگو جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۲۰ - گفتم که هوای یار سرکش گیرم
گفتم که هوای یار سرکش گیرم ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ٢ - غزل
فلک با ما سر یاری ندارد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - تا شدی ای دوست از کنار صفایی
تا شدی ای دوست از کنار صفایی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۹۶ - تا شمع تو افروخت پروانه شدم
تا شمع تو افروخت پروانه شدم حافظ : غزلیات
غزل ۲۴۸ - ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر اکبر گلپایگانی : اکبر گلپایگانی
هوس میکده
هوس میکده داره دل دیوونه من وفایی شوشتری : قطعات
قطعه در مدح وفایی از حاج ملااسمعیل «فارس»
ای شاعری که چون تو سخن سنجی از عدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۴۷ - گر درد طلب رهبر این قافله بودی
گر درد طلب رهبر این قافله بودی میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۷ - بگذار که در عشق بفرساید دل
بگذار که در عشق بفرساید دل کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۸۹ - آن آب کزو بود دلم را شادی
آن آب کزو بود دلم را شادی مولوی : غزلیات
غزل ۲۱ - جرمی ندارم بیش ازین کز دل هوا دارم تو را
جُرمی ندارم بیش ازینْ کَزْ دل هَوا دارم تو را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۶ - ز دشمن می گریزم، دوست می آید به جنگ من
ز دشمن می گریزم، دوست می آید به جنگ من مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۹۰ - صورت همه مقبول هیولا میدان
صورت همه مقبول هیولا میدان رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۵۷ - مظهر علی شاه تونی خراسانی
و هُوَ سُمِّیَ الخلیلُ و سیّدُ الجلیل سید ابراهیم. اصلش از تون و طبس خراسان و در اصفهان تحصیل میفرمود و فاضل بود. گویند به کمند جذبهٔ نورعلیشاه اصفهانی مقید شده و دست ارادت در دامانش زده، در اندک وقتی ترقی کلی نمود و به کمال مرتبهٔ حق الیقین رسید. آخر الامر مفقود الخبر و الاثر گردید، چنانکه کس را از بقا و فنای او اطلاعی حاصل نگردید و اهالی سلسله گویند به مرتبهٔ اوتاد و یکی از رجال گردیده است. از اوست: صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - ز میر کعبه زرقی چند دیدم
ز میر کعبه زرقی چند دیدم
شمارهٔ ۲۳ - در مدح خواجه قنبر(ع)
باید ای خامه بپرداخت ز نو دفتر دیگر کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت
زلف کمند افکنت اقلیم جان گرفت بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۳۷ - ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۱۹ - من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو
من غُلامِ قَمَرم، غیر قَمَر هیچ مگو جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۲۰ - گفتم که هوای یار سرکش گیرم
گفتم که هوای یار سرکش گیرم ابن یمین فَرومَدی : مثنویات
شمارهٔ ٢ - غزل
فلک با ما سر یاری ندارد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - تا شدی ای دوست از کنار صفایی
تا شدی ای دوست از کنار صفایی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۹۶ - تا شمع تو افروخت پروانه شدم
تا شمع تو افروخت پروانه شدم حافظ : غزلیات
غزل ۲۴۸ - ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر اکبر گلپایگانی : اکبر گلپایگانی
هوس میکده
هوس میکده داره دل دیوونه من وفایی شوشتری : قطعات
قطعه در مدح وفایی از حاج ملااسمعیل «فارس»
ای شاعری که چون تو سخن سنجی از عدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۴۷ - گر درد طلب رهبر این قافله بودی
گر درد طلب رهبر این قافله بودی میرداماد : رباعیات
شماره ۲۰۷ - بگذار که در عشق بفرساید دل
بگذار که در عشق بفرساید دل کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۸۹ - آن آب کزو بود دلم را شادی
آن آب کزو بود دلم را شادی مولوی : غزلیات
غزل ۲۱ - جرمی ندارم بیش ازین کز دل هوا دارم تو را
جُرمی ندارم بیش ازینْ کَزْ دل هَوا دارم تو را بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۲۶ - ز دشمن می گریزم، دوست می آید به جنگ من
ز دشمن می گریزم، دوست می آید به جنگ من مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۹۰ - صورت همه مقبول هیولا میدان
صورت همه مقبول هیولا میدان رضاقلی خان هدایت : فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین
بخش ۵۷ - مظهر علی شاه تونی خراسانی
و هُوَ سُمِّیَ الخلیلُ و سیّدُ الجلیل سید ابراهیم. اصلش از تون و طبس خراسان و در اصفهان تحصیل میفرمود و فاضل بود. گویند به کمند جذبهٔ نورعلیشاه اصفهانی مقید شده و دست ارادت در دامانش زده، در اندک وقتی ترقی کلی نمود و به کمال مرتبهٔ حق الیقین رسید. آخر الامر مفقود الخبر و الاثر گردید، چنانکه کس را از بقا و فنای او اطلاعی حاصل نگردید و اهالی سلسله گویند به مرتبهٔ اوتاد و یکی از رجال گردیده است. از اوست: صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - ز میر کعبه زرقی چند دیدم
ز میر کعبه زرقی چند دیدم