خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که مفاهیم فلسفی و عرفانی را بیان میکند. شاعر از مفاهیمی مانند بیخودی، رهایی از دنیا، و گذر زمان سخن میگوید. او به ناپایداری دنیا و بیارزشی ثروت و قدرت در برابر گذر زمان اشاره میکند و از خرابات و می به عنوان نمادهایی برای رهایی از دغدغههای دنیوی استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۱۴ - باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد ۱
خوش بهشتیست خرابات کسی کان بگذاشت
دوزخ حسرت جاوید ز دنیا ببرد ۲
ما و میخانه که تمکین گدایی در او
شوکت شاهی اسکندر و دارا ببرد ۳
جام می کشتی نوح است چه پروا داریم
گر چه سیلاب فنا گنبد والا ببرد ۴
جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند، حرام
که به پیش دگری دست تمنا ببرد ۵
عرصهٔ ما به مروت که ز عالم کم شد
هدهدی کو که به سر منزل عنقا ببرد ۶
شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد ۷
خانه آتش زدگانیم، ستم، گو می تاز
آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد ۸
وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنیم
ما چه داریم که از ما نبرد یا ببرد ۹
بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد ۱
خوش بهشتیست خرابات کسی کان بگذاشت
دوزخ حسرت جاوید ز دنیا ببرد ۲
ما و میخانه که تمکین گدایی در او
شوکت شاهی اسکندر و دارا ببرد ۳
جام می کشتی نوح است چه پروا داریم
گر چه سیلاب فنا گنبد والا ببرد ۴
جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند، حرام
که به پیش دگری دست تمنا ببرد ۵
عرصهٔ ما به مروت که ز عالم کم شد
هدهدی کو که به سر منزل عنقا ببرد ۶
شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند
پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد ۷
خانه آتش زدگانیم، ستم، گو می تاز
آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد ۸
وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنیم
ما چه داریم که از ما نبرد یا ببرد ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - عیاذبالله از روزی که عشقم در جنون آرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.