خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به توصیف قدرت و تأثیر عشق و احساسات شدید می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که می‌تواند صبر و آرامش را از بین ببرد و حتی کوه‌ها را جابه‌جا کند. همچنین، به تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان انسان اشاره می‌شود و اینکه عشق می‌تواند زنگارهای دیرینه را از دل بزداید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به طور کامل درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۵ - غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد

غمزهٔ او حشر فتنه به هر جا ببرد
عافیت را همه اسباب به یغما ببرد ۱

صبر ما پنجه مومیست چوعشق آرد زور
پنجه گر ساخته باشند ز خارا ببرد ۲

گو تو خواهی ، که گرانی ببرد بندی عشق
کوه بر سر نهد وسلسله در پا ببرد ۳

دل من کیست که لطف از تو کند گستاخی
بر دهانش زن اگر نام تمنا ببرد ۴

پیش ما نیست ازین جنس بفرمای که ناز
صبر و آرام ز دلهای شکیبا ببرد ۵

از تو ایمایی و از صیقل ابرو میلی
زنگ سد ساله تغافل ز دل ما ببرد ۶

ندهی عشق به خود ره که چو فرصت یابد
قفل گنجینهٔ جان پیچد و کالا ببرد ۷

هر زبان کو سر بی‌جرم نخواهد بر دار
دعوی عشق کند کوته و غوغا ببرد ۸

دشت پیمایی بسیار کند چون وحشی
هر کرا دل نگه آهوی صحرا ببرد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۴ - باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶ - شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.