صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۸ - از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۴۴ - الطریقة
آزار طلب مکن که طامات این است نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۶ - سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۵۴ - تا طره بدان روی دلارای افکند
تا طره بدان روی دلارای افکند اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۷۰ - الطریقة
تا یوسف دل را نکنی از بن چاه مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین
ای برادر تو چه مُرغی؟ خویشتن را بازبین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۵۲ - چشم تو که پروای نظر باز ندارد
چشم تو که پروای نظر باز ندارد نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۷۳ - پاسخ دادن شیرین به خسرو
ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش عطار نیشابوری : باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
شماره ۱۰ - چون خطِّ رخت هست روان چندینی
چون خطِّ رخت هست روان چندینی سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۶۴ - جان در طلب رطل گران میگردد
جان در طلب رطل گران میگردد مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۲ - ای جان و دل از عشق تو، در بزم تو پا کوفته
ای جان و دلْ از عشقِ تو، در بَزمِ تو پا کوفته جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۶۲ - یک شهر همیکنند فریاد و نفیر
یک شهر همیکنند فریاد و نفیر یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۳ - به میرزا ابراهیم خان نگاشته
قربانت شوم، آن آخوند نجیب غریب و عزیز بی چیز که چرخش معاند است و بختش نامساعد، آلوده قرض است و حمایتش فرض. هر جا پوید کج نگران بر وی راهگذر گیرند، و با هرکس عرض درماندگی راند، اندیشه دیگر سگالند. خود به حکم درایت و فر کفایت همه را دانی در چه کارند و بر چه شمار. کاش یک ساعت حضرت لوط علی نبینا با سرکار احمد(ص) در باب امت راز مرافعت می راند و ساز محاکمت می ساخت. شبهه نبود که از باب تا محراب این گروه انبوه خاص وی می شد و جان اطفال مردم از اندیشه سلخ و قصب و پیشه کار و کسب استخلاص می یافت. باری فقر و استیصال او بر پاکی دامان و پاس قناعت و آلایش وام گواهی امین است. امیدوارم جود بی منت و خوی بی ضنت سرکارش خرسند و کامروا باز گرداند. زیاده عرض و تمنائی ندارم، هر چه کردی و کنی مختاری. امامی هروی : اشعار دیگر
شماره ۲ - شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفا
شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفا سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۱۰ - آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۰۷ - چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۳۰ - دی آمدنی به حیرت از منزل خویش
دی آمدنی به حیرت از منزل خویش اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - تا بفن دلربایی آن صنم استاد شد
تا بفن دلربایی آن صنم استاد شد مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۲۳ - ز کجایی؟ ز کجایی؟ هله ای مجلس سامی
زِ کجایی؟ زِ کجایی؟ هَله ای مَجْلِسِ سامی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۱۶ - سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
غزل ۸۰۸ - از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۴۴ - الطریقة
آزار طلب مکن که طامات این است نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۶ - سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۵۴ - تا طره بدان روی دلارای افکند
تا طره بدان روی دلارای افکند اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۷۰ - الطریقة
تا یوسف دل را نکنی از بن چاه مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۵۱ - ای برادر تو چه مرغی؟ خویشتن را بازبین
ای برادر تو چه مُرغی؟ خویشتن را بازبین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۵۲ - چشم تو که پروای نظر باز ندارد
چشم تو که پروای نظر باز ندارد نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۷۳ - پاسخ دادن شیرین به خسرو
ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش عطار نیشابوری : باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق
شماره ۱۰ - چون خطِّ رخت هست روان چندینی
چون خطِّ رخت هست روان چندینی سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۶۴ - جان در طلب رطل گران میگردد
جان در طلب رطل گران میگردد مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۲ - ای جان و دل از عشق تو، در بزم تو پا کوفته
ای جان و دلْ از عشقِ تو، در بَزمِ تو پا کوفته جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۶۲ - یک شهر همیکنند فریاد و نفیر
یک شهر همیکنند فریاد و نفیر یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۲۳ - به میرزا ابراهیم خان نگاشته
قربانت شوم، آن آخوند نجیب غریب و عزیز بی چیز که چرخش معاند است و بختش نامساعد، آلوده قرض است و حمایتش فرض. هر جا پوید کج نگران بر وی راهگذر گیرند، و با هرکس عرض درماندگی راند، اندیشه دیگر سگالند. خود به حکم درایت و فر کفایت همه را دانی در چه کارند و بر چه شمار. کاش یک ساعت حضرت لوط علی نبینا با سرکار احمد(ص) در باب امت راز مرافعت می راند و ساز محاکمت می ساخت. شبهه نبود که از باب تا محراب این گروه انبوه خاص وی می شد و جان اطفال مردم از اندیشه سلخ و قصب و پیشه کار و کسب استخلاص می یافت. باری فقر و استیصال او بر پاکی دامان و پاس قناعت و آلایش وام گواهی امین است. امیدوارم جود بی منت و خوی بی ضنت سرکارش خرسند و کامروا باز گرداند. زیاده عرض و تمنائی ندارم، هر چه کردی و کنی مختاری. امامی هروی : اشعار دیگر
شماره ۲ - شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفا
شد علی الرغم حسود از مدد صدق و صفا سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۶۱۰ - آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۰۷ - چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۲۳۰ - دی آمدنی به حیرت از منزل خویش
دی آمدنی به حیرت از منزل خویش اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۳۲ - تا بفن دلربایی آن صنم استاد شد
تا بفن دلربایی آن صنم استاد شد مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۲۳ - ز کجایی؟ ز کجایی؟ هله ای مجلس سامی
زِ کجایی؟ زِ کجایی؟ هَله ای مَجْلِسِ سامی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۱۶ - سرگرم عشقم از غم دستار فارغم
سرگرم عشقم از غم دستار فارغم