خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد عشق و فراق مینالد و ناتوانی خود در رسیدن به معشوق را بیان میکند. او از ضعف و ناتوانی خود در رسیدن به آرزوها میگوید و از این که پیامهایش به معشوق نمیرسد، شکوه میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر ادبی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۶۳ - دلم به آرزوی جان نمیرسد، چه کنم؟
دلم به آرزوی جان نمیرسد، چه کنم؟
به جان رسید و به جانان نمیرسد، چه کنم؟ ۱
من ضعیف برآنم که: پیرهن بدرم
چو دست من به گریبان نمیرسد، چه کنم؟ ۲
وصال یار محال و من از فراق ملول
چو این نمیرود آن نمیرسد، چه کنم؟ ۳
اگر چه شاه بتان شد ز روی حسن، ولی
به داد هیچ مسلمان نمیرسد، چه کنم؟ ۴
مگو که: چند حکایت کنی ز قصه هجر؟
چو این فسانه به پایان نمیرسد، چه کنم؟ ۵
هزار نامه نوشتم من گدا، لیکن
یکی به حضرت سلطان نمیرسد، چه کنم؟ ۶
حدیث شوق هلالی، که حسب حال منست
به گوش آن مه تابان نمیرسد، چه کنم؟ ۷
به جان رسید و به جانان نمیرسد، چه کنم؟ ۱
من ضعیف برآنم که: پیرهن بدرم
چو دست من به گریبان نمیرسد، چه کنم؟ ۲
وصال یار محال و من از فراق ملول
چو این نمیرود آن نمیرسد، چه کنم؟ ۳
اگر چه شاه بتان شد ز روی حسن، ولی
به داد هیچ مسلمان نمیرسد، چه کنم؟ ۴
مگو که: چند حکایت کنی ز قصه هجر؟
چو این فسانه به پایان نمیرسد، چه کنم؟ ۵
هزار نامه نوشتم من گدا، لیکن
یکی به حضرت سلطان نمیرسد، چه کنم؟ ۶
حدیث شوق هلالی، که حسب حال منست
به گوش آن مه تابان نمیرسد، چه کنم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲ - بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴ - دوستان، عاشقم و عاشق زارم، چه کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.