خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی به زیباییهای معنوی و عشق الهی میپردازد. شاعر از جمال خداوند و حضور او در همه چیز سخن میگوید و اشاره میکند که حقیقت الهی همیشه آشکار است، اما انسانها به دلیل حجابهای خود قادر به دیدن آن نیستند. همچنین، شعر به موضوعات عرفانی مانند وحدت وجود، شناخت حق و رهایی از قید هستی اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷۰ - رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
رویت چو آفتابی پیدا بود همیشه
جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه ۱
در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید
آنکس که چشم جانش بینا بود همیشه ۲
روی تو هست پیدا از روی جمله اشیا
لیکن حجاب رویت ازما بود همیشه ۳
دارد وجود واجب در نیستی ظهوری
زان روی ذات پاکش بی جا بود همیشه ۴
اعیان جمله اشیا کاید ز علم یا عین
میدان یقین وسایط اسما بود همیشه ۵
در هر دلی که باشد آثار حق شناسی
مرآت حق نمایش اشیا بود همیشه ۶
گر وارهی اسیری از قید هستی خود
کارت بهر دو عالم زیبا بود همیشه ۷
جان در شعاع حسنت شیدا بود همیشه ۱
در کفر زلف پرچین روی ترا عیان دید
آنکس که چشم جانش بینا بود همیشه ۲
روی تو هست پیدا از روی جمله اشیا
لیکن حجاب رویت ازما بود همیشه ۳
دارد وجود واجب در نیستی ظهوری
زان روی ذات پاکش بی جا بود همیشه ۴
اعیان جمله اشیا کاید ز علم یا عین
میدان یقین وسایط اسما بود همیشه ۵
در هر دلی که باشد آثار حق شناسی
مرآت حق نمایش اشیا بود همیشه ۶
گر وارهی اسیری از قید هستی خود
کارت بهر دو عالم زیبا بود همیشه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۹ - ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
گوهر بعدی:شماره ۴۷۱ - رویش ببین زلف گرفتار آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.