صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۳ - به روی نرم، کار از اهل دنیا برنمی آید
به روی نرم، کار از اهل دنیا برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۳۵ - حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست
حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
نادیدن جمال تو مشکل بود مرا جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۸۸ - شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
شد خیال رویش از بس آشنای چشم من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۵ - ترا چون صبح خندان آفریدند
ترا چون صبح خندان آفریدند سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت - به خشم از ملک بندهای سربتافت
به خشم از ملک بندهای سربتافت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۴۲ - هوای کوی جانان خوش هواییست
هوای کوی جانان خوش هواییست سعدی : باب دهم در مناجات و ختم کتاب
حکایت - شنیدم که مستی ز تاب نبید
شنیدم که مستی ز تاب نبید سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۹۵ - همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست
همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۲۹ - بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۳۶ - داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است
داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۷۲ - بید بشکفت و گل به بار آمد
بید بشکفت و گل به بار آمد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۱۷ - ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم
ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰۴ - بیآتش عشق تو تو نخوردم آبی
بیآتش عشق تو تو نخوردم آبی افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۳۸ - زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۵۴ - مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری مولوی : غزلیات
غزل ۴۳۲ - این چنین پابند جان میدان کیست؟
این چُنین پابَنْدِ جانْ میدانِ کیست؟ اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۲ - آدم که نتش سرای ویران باشد
آدم که نتش سرای ویران باشد مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰۶ - عشق مرا بر همگان برگزید
عشقِ مرا بر هَمِگان بَرگُزید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۷۸ - ای در دل من چو جان کجایی؟
ای در دل من چو جان کجایی؟
شماره ۲۷۳ - به روی نرم، کار از اهل دنیا برنمی آید
به روی نرم، کار از اهل دنیا برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۳۵ - حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست
حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
نادیدن جمال تو مشکل بود مرا جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۸۸ - شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
شد خیال رویش از بس آشنای چشم من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۵ - ترا چون صبح خندان آفریدند
ترا چون صبح خندان آفریدند سعدی : باب چهارم در تواضع
حکایت - به خشم از ملک بندهای سربتافت
به خشم از ملک بندهای سربتافت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۴۲ - هوای کوی جانان خوش هواییست
هوای کوی جانان خوش هواییست سعدی : باب دهم در مناجات و ختم کتاب
حکایت - شنیدم که مستی ز تاب نبید
شنیدم که مستی ز تاب نبید سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۹۵ - همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست
همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۲۹ - بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۳۶ - داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است
داغ سودا فارغ از فکر کلاهم کرده است اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۷۲ - بید بشکفت و گل به بار آمد
بید بشکفت و گل به بار آمد کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۱۷ - ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم
ای من ز پیت به خون بپرورده دو چشم مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰۴ - بیآتش عشق تو تو نخوردم آبی
بیآتش عشق تو تو نخوردم آبی افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۳۸ - زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است
زمان سرکشی عشق و گاه شرب مدام است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۵۴ - مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری مولوی : غزلیات
غزل ۴۳۲ - این چنین پابند جان میدان کیست؟
این چُنین پابَنْدِ جانْ میدانِ کیست؟ اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۲ - آدم که نتش سرای ویران باشد
آدم که نتش سرای ویران باشد مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۰۶ - عشق مرا بر همگان برگزید
عشقِ مرا بر هَمِگان بَرگُزید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۷۸ - ای در دل من چو جان کجایی؟
ای در دل من چو جان کجایی؟