خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به ستایش نور الهی و عشق به معشوق (خداوند) میپردازد. شاعر از وحدت وجود، عشق الهی، و نیاز انسان به وصل با معشوق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مستی معنوی و رندی عارفانه دارد.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارهها ممکن است نیاز به دانش پیشینهای داشته باشند که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۰۲۱ - آفتابیست حضرت آدم
آفتابیست حضرت آدم
روشن از نور او بود عالم ۱
ما منور از او و او از او
نیک دریاب این سخن فافهم ۲
ساغر ما حباب پر آب است
خوش بود تشنه با چنین همدم ۳
دل و دلبر رفیق هم گردید
جان و جانان روان شده باهم ۴
جام بی جم اگر کسی دیده
ما ندیدیم جام را بی جم ۵
دردمندیم و وصل او درمان
دل ما ریش و لطف او مرهم ۶
در خرابات رند و سرمستیم
بندهٔ او و سید عالم ۷
روشن از نور او بود عالم ۱
ما منور از او و او از او
نیک دریاب این سخن فافهم ۲
ساغر ما حباب پر آب است
خوش بود تشنه با چنین همدم ۳
دل و دلبر رفیق هم گردید
جان و جانان روان شده باهم ۴
جام بی جم اگر کسی دیده
ما ندیدیم جام را بی جم ۵
دردمندیم و وصل او درمان
دل ما ریش و لطف او مرهم ۶
در خرابات رند و سرمستیم
بندهٔ او و سید عالم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۲۰ - فارغیم از وجود و هم ز عدم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲۲ - در آینهٔ وجود آدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.