سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۸۳ - دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۶۲ - بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان عطار نیشابوری : باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
شماره ۱ - تا هیچ پراکنده توانی بودن
تا هیچ پراکنده توانی بودن سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۴ - دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
دامان دل ز گرد هوس چیده می روم مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۱ - عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴ - سری دارم ز سودای تو سر مست
سری دارم ز سودای تو سر مست باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۸۱ - ز دست مو کشیدی باز دامان
ز دست مو کشیدی باز دامان بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۴۲ - دلبری دارد آن قمر که مپرس
دلبری دارد آن قمر که مپرس مولوی : غزلیات
غزل ۴۴۱ - بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بِنْمای رُخ که باغ و گُلِسْتانَم آرزوست ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ۶٧ - ایضاً له در تهنیت قدوم ارغونشاه
مقدم میمون نوئین جهان فرخنده باد مولوی : غزلیات
غزل ۶۹۶ - بیچاره کسی که زر ندارد
بیچاره کسی که زَرْ ندارد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۶۵ - خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین سعدی : رباعیات
رباعی ۱۲۴ - یک روز به اتفاق صحرا من و تو
یک روز به اتفاق صحرا من و تو محمد بن منور : باب اول - در ابتداء حالت شیخ
بخش ۱۷ - پس شیخ احمد کی در خانقاه سراوی بود، صومعۀ داشت در آن خانقاه که آنرا اکنون خانۀ شیخ گویند، سر ازین صومعه بیرون کرد و جمعی را که در صفۀ صومعه نشسته بودن
پس شیخ احمد کی در خانقاه سراوی بود، صومعۀ داشت در آن خانقاه که آنرا اکنون خانۀ شیخ گویند، سر ازین صومعه بیرون کرد و جمعی را که در صفۀ صومعه نشسته بودند گفت هر کرا که میباید کی شاه باز طریقت را ببیند اینک میگذرد، بییسمه باید شد تا اورا آنجا دریابد شیخ گفت قدس اللّه روحه العزیز بنسا شدیم قصد ییسمه کردیم که زیارت احمد علی در پیش بود، و این ییسمه دیهیست بر دو فرسنگی نسا، و تربت شیخ احمد علی نسوی آنجاست، و او از مشاهیر مشایخ خراسان بوده است و مرید شیخ عثمان حیری بوده است و شیخ عبدالرحمن سلمی در کتاب طبقات ایمة الصوفیة نام او محمد علیان نسوی میآرد، و اما در ولایت نسا باحمد علی معروفست، و او را حالات شریف و کرامات ظاهر بوده است و از آن جمله یکی آنست که چون شیخ قدس اللّه روحه العزیز از آن سفر باز آمد و او را آن کارها پدید آمد فرستاد. چون خواجه بوطاهر به نسا رسید درد پای پدید آمد، چنانک حرکت نمیتوانست کرد. و شیخ را در غیبت او بمیهنه در پسری در وجود آمد و او را مطهر نام نهاد و، درویشی را بخواند و گفت بنسا باید شد نزدیک بوطاهر، و شیخ بخواجه بوطاهر نامۀ نبشت کی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم سَنَشُدُّ عضُدَکَ بِاَخیکَ. بمارسیده است که او را رنجی میباشد از درد پای، به خاک احمد علی باید شد بییسمه، تا آن رنج بصحت مبدل گردد ان شاء اللّه تعالی. چون نامه به خواجه بوطاهر رسید قصد زیارت کرد، بمحفه او را بییسمه بردند و یک شب بر سر خاک احمد علی مقام کرد، دیگر روز را حقّ سبحانه تعالی شفا داده بود و رنج زایل گشته. صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲ - گر مهر علی بسینه داری خوشباش
گر مهر علی بسینه داری خوشباش سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - خورشید بنفش و ماه گلرنگش بین
خورشید بنفش و ماه گلرنگش بین غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۱۹ - فصل(نوع دوم طهارت از فضلات تن)
اما جنس دیگر پاکی است از فضلات تن و آن هفت است: سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعد
فلک را این همه تمکین نباشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۸۰ - کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب
کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۴۳ - از شربت عشق تست دل مست شده
از شربت عشق تست دل مست شده
رباعی ۱۸۳ - دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید
دی بنده چو آن لالهٔ خندان تو دید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۶۶۲ - بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان
بر دل تازه خیالان مخور از زخم زبان عطار نیشابوری : باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
شماره ۱ - تا هیچ پراکنده توانی بودن
تا هیچ پراکنده توانی بودن سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۴ - دامان دل ز گرد هوس چیده می روم
دامان دل ز گرد هوس چیده می روم مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۱ - عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۴ - سری دارم ز سودای تو سر مست
سری دارم ز سودای تو سر مست باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۸۱ - ز دست مو کشیدی باز دامان
ز دست مو کشیدی باز دامان بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۴۲ - دلبری دارد آن قمر که مپرس
دلبری دارد آن قمر که مپرس مولوی : غزلیات
غزل ۴۴۱ - بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بِنْمای رُخ که باغ و گُلِسْتانَم آرزوست ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ۶٧ - ایضاً له در تهنیت قدوم ارغونشاه
مقدم میمون نوئین جهان فرخنده باد مولوی : غزلیات
غزل ۶۹۶ - بیچاره کسی که زر ندارد
بیچاره کسی که زَرْ ندارد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۶۵ - خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین سعدی : رباعیات
رباعی ۱۲۴ - یک روز به اتفاق صحرا من و تو
یک روز به اتفاق صحرا من و تو محمد بن منور : باب اول - در ابتداء حالت شیخ
بخش ۱۷ - پس شیخ احمد کی در خانقاه سراوی بود، صومعۀ داشت در آن خانقاه که آنرا اکنون خانۀ شیخ گویند، سر ازین صومعه بیرون کرد و جمعی را که در صفۀ صومعه نشسته بودن
پس شیخ احمد کی در خانقاه سراوی بود، صومعۀ داشت در آن خانقاه که آنرا اکنون خانۀ شیخ گویند، سر ازین صومعه بیرون کرد و جمعی را که در صفۀ صومعه نشسته بودند گفت هر کرا که میباید کی شاه باز طریقت را ببیند اینک میگذرد، بییسمه باید شد تا اورا آنجا دریابد شیخ گفت قدس اللّه روحه العزیز بنسا شدیم قصد ییسمه کردیم که زیارت احمد علی در پیش بود، و این ییسمه دیهیست بر دو فرسنگی نسا، و تربت شیخ احمد علی نسوی آنجاست، و او از مشاهیر مشایخ خراسان بوده است و مرید شیخ عثمان حیری بوده است و شیخ عبدالرحمن سلمی در کتاب طبقات ایمة الصوفیة نام او محمد علیان نسوی میآرد، و اما در ولایت نسا باحمد علی معروفست، و او را حالات شریف و کرامات ظاهر بوده است و از آن جمله یکی آنست که چون شیخ قدس اللّه روحه العزیز از آن سفر باز آمد و او را آن کارها پدید آمد فرستاد. چون خواجه بوطاهر به نسا رسید درد پای پدید آمد، چنانک حرکت نمیتوانست کرد. و شیخ را در غیبت او بمیهنه در پسری در وجود آمد و او را مطهر نام نهاد و، درویشی را بخواند و گفت بنسا باید شد نزدیک بوطاهر، و شیخ بخواجه بوطاهر نامۀ نبشت کی: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم سَنَشُدُّ عضُدَکَ بِاَخیکَ. بمارسیده است که او را رنجی میباشد از درد پای، به خاک احمد علی باید شد بییسمه، تا آن رنج بصحت مبدل گردد ان شاء اللّه تعالی. چون نامه به خواجه بوطاهر رسید قصد زیارت کرد، بمحفه او را بییسمه بردند و یک شب بر سر خاک احمد علی مقام کرد، دیگر روز را حقّ سبحانه تعالی شفا داده بود و رنج زایل گشته. صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۲ - گر مهر علی بسینه داری خوشباش
گر مهر علی بسینه داری خوشباش سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۴۷ - خورشید بنفش و ماه گلرنگش بین
خورشید بنفش و ماه گلرنگش بین غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۱۹ - فصل(نوع دوم طهارت از فضلات تن)
اما جنس دیگر پاکی است از فضلات تن و آن هفت است: سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وله فی مدح ابش بنت سعد
فلک را این همه تمکین نباشد صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۸۰ - کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب
کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۱۴۳ - از شربت عشق تست دل مست شده
از شربت عشق تست دل مست شده