صوفی محمد هروی : ده نامه
بخش ۳۲ - مناجات
پادشها حرمت مردان دین
ابوالحسن فراهانی : غزلیات
شماره ۵۵ - تا کی کنی آزار من زار شکسته
تا کی کنی آزار من زار شکسته
ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۳۵ - یوسف بن الحسین
و از ایشان بود یوسف بن الحسین پیر ری و قوهستان بود و یگانۀ وقت و فرید عصر، و عالم بود و ادیب بود و صحبت ذاالنّون مصری کرده بود و وفات او اندر سنۀ اربع و ثلثمایه بود.
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۶۶ - الاقد صاد عقلی بالدلالی
الاقد صاد عقلی بالدلالی
سعدی : غزلیات
غزل ۴۱۸ - گر دست دهد هزار جانم
گر دست دهد هزار جانم
سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۱ - من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۳۸۵ - ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۵۹ - ساقی تو بغور من درویش برس
ساقی تو بغور من درویش برس
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۷۱ - واحد به کثیر گشته ظاهر
واحد به کثیر گشته ظاهر
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - ای ز تو در هر دلی نوری دگر
ای ز تو در هر دلی نوری دگر
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۱۱۳ - الصّوم
با دیده درآی و صنع ربّانی بین
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۴۶ - دل زغمخواران جز آئین جفاکاری ندید
دل زغمخواران جز آئین جفاکاری ندید
هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۱- حبیب العجمی، رضی اللّه عنه
منهم: شجاع طریقت و متمکن اندر شریعت، حبیب العجمی، رضی اللّه عنه
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۷۸ - مرا دیوانه می خوانند و با دیوانه می مانم
مرا دیوانه می خوانند و با دیوانه می مانم
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۹۵ - من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۵۰ - چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
چهره از عشق جوانان ارغوانی کرده ایم
اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۴۰ - غم گفت کزو دو دیده خون باید کرد
غم گفت کزو دو دیده خون باید کرد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۳۳۸ - به ذوق سجدهٔ او از عدم گلباز می‌آیم
به ذوق سجدهٔ او از عدم گلباز می‌آیم
وحشی بافقی : ناظر و منظور
یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردن
حدا گویندهٔ این طرفه محمل
عطار نیشابوری : قصاید
قصیده ۱۷ - ای چراغ خلد ازین مشکوةمظلم کن کنار
ای چراغ خلد ازین مشکوةمظلم کن کنار