خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و عذاب ناشی از آن سخن می‌گوید. او از ناتوانی در کنترل نگاه و احساسات خود رنج می‌برد و از بی‌قراری و نبود آرامش شکایت دارد. شاعر به عشق خود به معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر معشوق به او رحم نکند، باز هم عشقش پابرجاست. او از شب تاریک و جدایی می‌گوید و از درد عشق و نبود ستاره‌های امید در زندگی خود سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۱ - من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم ۱

ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن
نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم ۲

نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن
نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم ۳

نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت
نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم ۴

بسم از قبول عامی و صلاح نیکنامی
چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم ۵

تن من فدای جانت سر بنده وآستانت
چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم ۶

چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد
نه مروت است اگر من نظر تباه دارم ۷

چه شب است یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد
که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم ۸

مکنید دردمندان گله از شب جدایی
که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم ۹

که نه روی خوب دیدن گنه است پیش سعدی
تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۰ - نه دسترسی به یار دارم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۲ - من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.