نویسنده در جستجوی دیدار با شخصی به نام سرکار احمد است و در این راه خستگیها و ناامیدیهای بسیاری را تحمل میکند. او در بنگاه مینو توقف میکند و نامهای به فرهنگ دری مینویسد که مورد انتقاد سرکار احمد قرار میگیرد. سرکار احمد معتقد است که این نامهها بیارزش و یاوه هستند و نویسنده باید به جای آنها بر خلاقیت و رازآفرینی تمرکز کند. نویسنده پذیرای انتقاد است و نامهای از فرزند میرزا جعفر را به سرکار احمد میفرستد و منتظر پاسخ میماند.
متن دارای زبان پیچیده و ادبی است و درک آن نیاز به دانش زبانی و ادبی بالایی دارد. همچنین، مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در متن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شمارهٔ ۶۰ - به میرزا حسن مشهور به مولانای اصفهانی نگاشته
سخنش راست و درست دیدم و در پند و پوزش چالاک و چست، نگارش بدو بازماندم واندک پذیر روانش را سپاسی بنده وار نیز آوردم. اینک فرزندی میرزا جعفر نگاشت، و با این نیازنامه که گزارشگر رویداد است روانه بزم خداوندی داشت، اگر پاسخ را شتاب آرند، سرکار دائی را پس ازشام و پیش از خواب آگاه خواهم ساخت، هر چه خواهی و کنی و فرمائی سربندگی خواهم نهاد و به پای پرستندگی خواهم رفت.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.