نویسنده نامهای از میرزا جعفر دریافت کرده و نامهای دیگر را برای فرزندش فرستاده است. او از میرزا حسن میپرسد که آیا در دو روز گذشته نامهای از او دریافت کرده یا خیر و اگر چنین نامهای وجود دارد، میخواهد آن را بررسی کند تا به دیگران نشان دهد که در زمینه نگارش، توانایی بالایی دارد. نویسنده همچنین از رفتار نامناسب روز گذشته ابراز ناراحتی کرده و تصمیم گرفته است تا برای جلوگیری از رنجش بیشتر، فاصله بگیرد. او در پایان با بیان شعری درباره ناکامی، حال خود را توصیف میکند.
متن دارای عبارات ادبی و کهن فارسی است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی در آن مطرح شده است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک است.
شمارهٔ ۶۱ - به میرزا حسن مطرب پسر ملاعبدالغنی نوشته
از این آمد و رفت بیخودانه دل را پندی و پای را بندی خواهم ساخت، تو خوش زی و خرم پای، مرا دست ناکامی ستون زنخ و روزنامه رامش بر یخ باشد. زمین را جنبش نخواهد خاست، و چرخ از گردش نخواهد ماند، بیت: ۲
ناکامی ما هست چو کام دل دوست
کام دل ما همیشه ناکامی باد ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.