خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعاتی مانند حقپرستی، رهایی از باطل، وحدت وجود، و محبت الهی میپردازد. شاعر با اشاره به داستان حضرت ابراهیم (خلیلالله) و شکستن بتها، بر اهمیت پرستش خداوند بهجای بتهای مادی تأکید میکند. همچنین، وحدت میان صورت و معنی، و ضرورت نگاه فراتر از ظواهر را بیان میدارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تحلیل، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۴ - خواجه گر چه بود عمری بت پرست
خواجه گر چه بود عمری بت پرست
حق تجلی کرد و از باطل برست ۱
نعمت الله شاهدی دارد که او
چون خلیل الله همه بتها شکست ۲
لب نهاده بر لب جامم مدام
ذره و خورشید جان مات ویست ۳
هرچه می بیند همه محبوب اوست
دوست می دارد از آن رو هر چه هست ۴
مظهر و مُظهر به نزد ما یکی است
صورت و معنی نگر عالی و پست ۵
تو بیا مطلق پرست ای یار ما
گر مقید می پرستد بت پرست ۶
نکته ای بر گفتهٔ سید مگیر
زانکه عاقل نکته کی گیرد به مست ۷
حق تجلی کرد و از باطل برست ۱
نعمت الله شاهدی دارد که او
چون خلیل الله همه بتها شکست ۲
لب نهاده بر لب جامم مدام
ذره و خورشید جان مات ویست ۳
هرچه می بیند همه محبوب اوست
دوست می دارد از آن رو هر چه هست ۴
مظهر و مُظهر به نزد ما یکی است
صورت و معنی نگر عالی و پست ۵
تو بیا مطلق پرست ای یار ما
گر مقید می پرستد بت پرست ۶
نکته ای بر گفتهٔ سید مگیر
زانکه عاقل نکته کی گیرد به مست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - هر که باشد همچو سید حق پرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.