خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه است که در آن شاعر از عشق و شوق خود سخن میگوید و از ناتوانی در فراموشی معشوق شکایت میکند. او از مقایسههای زیبا مانند لاله و قدح، سرو و همدوشی، و شعله و خس استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۰۹ - لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
سرو را با قد او سامان همدوشی کجاست ۱
منع ناصح پرده ی رسوایی ما کی شود
شعله ی عریان ما را تاب خس پوشی کجاست ۲
شعله ی شوقش چو مومم در گداز آورده است
سازگارم نیست یاد او، فراموشی کجاست ۳
چون خر طنبور نتوان زیر بار نغمه رفت
مطربی ما بی دماغان [را] چو خاموشی کجاست ۴
من خس و خارم سلیم، او شعله ی هستی گداز
گر درآید در برم، تاب هم آغوشی کجاست ۵
سرو را با قد او سامان همدوشی کجاست ۱
منع ناصح پرده ی رسوایی ما کی شود
شعله ی عریان ما را تاب خس پوشی کجاست ۲
شعله ی شوقش چو مومم در گداز آورده است
سازگارم نیست یاد او، فراموشی کجاست ۳
چون خر طنبور نتوان زیر بار نغمه رفت
مطربی ما بی دماغان [را] چو خاموشی کجاست ۴
من خس و خارم سلیم، او شعله ی هستی گداز
گر درآید در برم، تاب هم آغوشی کجاست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.