مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۵۹ - ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۵۵ - ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است
ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۰۸ - به دست هجر تو زارم، تو نیز میدانی
به دستِ هَجْرِ تو زارم، تو نیز میدانی مولوی : غزلیات
غزل ۸۹ - یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا
یک پَنْد زِ من بِشنو، خواهی نشوی رُسوا مولوی : غزلیات
غزل ۹۱۶ - درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
درخت و بَرگ بَرآیَد زِ خاکْ این گوید سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۶۹ - صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۶۴ - امام الحرمین ابوالمعالی جوینی گفت کی روزی پدرم شیخ بومحمد جوینی گفت کی برخیز و به نزدیک بوسعید بوالخیر رو و هرچ شیخ گوید یاد دار تا با من بگویی. من به
امام الحرمین ابوالمعالی جوینی گفت کی روزی پدرم شیخ بومحمد جوینی گفت کی برخیز و به نزدیک بوسعید بوالخیر رو و هرچ شیخ گوید یاد دار تا با من بگویی. من به خدمت شیخ رفتم، سلام گفتم، شیخ مرا بپرسید و گفت چه میخوانی؟ گفتم خلافی. شیخ گفت خلاف نباید! خلاف نباید! من بازگشتم و بخدمت پدر آمدم و گفتم که برزفان شیخ چه رفت. پدرم گفت بعد ازین خلافی مخوان فقه و مذهب خوان. من بران اشارت برفتم تا به برکۀ نظر ایشان کار علم من بدین درجه رسید. محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت ۱ - در کرامات وی کی بعضی در حال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد از وفات وی دیدهاند
در کرامات وی کی بعضی در حال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد از وفات وی دیدهاند قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۴ - عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۶ - جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۸۷ - الاسرار
ای دل تو درین واقعه دمسازی کن نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت ياد قيامت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلرَّحِيلُ وَشِيكٌ هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین
آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۳۴ - اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست
اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست حافظ : غزلیات
غزل ۱۵۳ - سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۸۳ - ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۸۹ - همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو
همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو نجمالدین رازی : باب سیم
فصل چهارم
قال الله تعالی: «ما کان محمد ابا احد من رجا لکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین». واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۵۰ - شکم از لقمه چو پر شد، ز دل نوا مطلب
شکم از لقمه چو پر شد، ز دل نوا مطلب کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۴ - هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر
هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر
رباعی ۱۷۵۹ - ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۵۵ - ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است
ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۰۸ - به دست هجر تو زارم، تو نیز میدانی
به دستِ هَجْرِ تو زارم، تو نیز میدانی مولوی : غزلیات
غزل ۸۹ - یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا
یک پَنْد زِ من بِشنو، خواهی نشوی رُسوا مولوی : غزلیات
غزل ۹۱۶ - درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
درخت و بَرگ بَرآیَد زِ خاکْ این گوید سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۶۹ - صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۶۴ - امام الحرمین ابوالمعالی جوینی گفت کی روزی پدرم شیخ بومحمد جوینی گفت کی برخیز و به نزدیک بوسعید بوالخیر رو و هرچ شیخ گوید یاد دار تا با من بگویی. من به
امام الحرمین ابوالمعالی جوینی گفت کی روزی پدرم شیخ بومحمد جوینی گفت کی برخیز و به نزدیک بوسعید بوالخیر رو و هرچ شیخ گوید یاد دار تا با من بگویی. من به خدمت شیخ رفتم، سلام گفتم، شیخ مرا بپرسید و گفت چه میخوانی؟ گفتم خلافی. شیخ گفت خلاف نباید! خلاف نباید! من بازگشتم و بخدمت پدر آمدم و گفتم که برزفان شیخ چه رفت. پدرم گفت بعد ازین خلافی مخوان فقه و مذهب خوان. من بران اشارت برفتم تا به برکۀ نظر ایشان کار علم من بدین درجه رسید. محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت ۱ - در کرامات وی کی بعضی در حال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد از وفات وی دیدهاند
در کرامات وی کی بعضی در حال حیات برزفان مبارک او رفته است و بعد از وفات وی دیدهاند قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۸۴ - عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست
عاشقان در جمع با یارند و این بس دور نیست صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۶ - جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب
جانم به لب رسید ز سودای آن حبیب اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۸۷ - الاسرار
ای دل تو درین واقعه دمسازی کن نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت ياد قيامت
وَ قَالَ عليهالسلام اَلرَّحِيلُ وَشِيكٌ هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین
آخر، ای آرام جان، سوی دل افگاری ببین جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۳۴ - اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست
اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست حافظ : غزلیات
غزل ۱۵۳ - سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۸۳ - ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش
ای فلکها ز فروغ رخ زیبای تو خوش بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۸۹ - همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو
همچون نفس به آینهٔ دل رسیده رو نجمالدین رازی : باب سیم
فصل چهارم
قال الله تعالی: «ما کان محمد ابا احد من رجا لکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین». واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۵۰ - شکم از لقمه چو پر شد، ز دل نوا مطلب
شکم از لقمه چو پر شد، ز دل نوا مطلب کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۵۴ - هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر
هر شب ز تو جفت شیونم تا بسحر