خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق معشوق رنج می‌برد. شاعر از بی‌صبری خود و تأثیر عمیق معشوق بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که ای کاش معشوق پرده‌ها را کنار می‌زد و دنیا را با حضور خود روشن می‌کرد. او از شب‌های تنهایی و اشک‌هایش می‌گوید و آرزو می‌کند که معشوق نزد او بیاید تا زندگی‌اش پر از شادی و نور شود.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۶۶۶ - گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز تو

گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز تو
بی صبرم، ارنه کار من نوعی دگر می‌شد ز تو ۱

زان روی همچون مشتری گر پرده برمی‌داشتی
روی زمین پر زهره و شمس و قمر می‌شد ز تو ۲

پس بی‌نشان افتاده‌ای، ورنه پس از چندین طلب
روزی من دل‌خسته را آخر خبر می‌شد ز تو ۳

بر یاد داری: کز غمت شبها به تنهایی مرا
هم سینه پر می‌شد ز غم، هم دیده تر می‌شد ز تو؟ ۴

زان جام لعلت گه گهی می‌ریز آبی بر جگر
دل خسته‌ای، کش سالها خون در جگر می‌شد ز تو ۵

گر روز می‌کردم شبی با رویت اندر خلوتی
شب روز می‌گشت از رخت، شامم سحر می‌شد ز تو ۶

ور بی‌رقیبان ساعتی نزدیک ما می‌آمدی
ایوان ما پر شاهد و شمع و شکر می‌شد ز تو ۷

لیلی اگر واقف شدی از ما چو مجنون، هر نفس
آشفته‌تر می‌شد ز من، دیوانه‌تر می‌شد ز تو ۸

گر چرخ گردان داشتی در دل ز مهرت ذره‌ای
کارش چو کار اوحدی زیر و زبر می‌شد ز تو ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۵ - تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو
گوهر بعدی:غزل ۶۶۷ - ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.