خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به انتقاد از شخصی میپردازد که ادعای دینداری دارد اما در عمل به دنبال منافع مادی و دنیوی است. شاعر از تناقضهای رفتاری و اخلاقی این فرد سخن میگوید و به او هشدار میدهد که اعمالش نتیجهای جز ضرر و زیان نخواهد داشت.
این متن حاوی مفاهیم انتقادی و اخلاقی پیچیدهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تناقضهای اخلاقی و انتقاد از رفتارهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۶۶۷ - ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
بس میخروشد آن سخن دلخراش تو ۱
زرقی همی فروشی و شهری همی خری
دخل گزاف بنگر و خرج بلاش تو ۲
گویی که: دین پرستم و دنیا پرست نه
وانگه ز بیست خواجه فزونتر معاش تو ۳
بر روی راه این دو سه حیوان، به راستی
کمتر ز دام نیست دم دانهپاش تو ۴
گه راز خود ز خلق بپوشیدهای، ولی
روی زمین پرست ز تشویق فاش تو ۵
فردا کجا خلاص دهی آن مرید را؟
کامروز قرضدار شد از بهر آش تو ۶
با اوحدی مباف کرامات خود، که هیچ
کاری نمیرود ز بباش و مباش تو ۷
بس میخروشد آن سخن دلخراش تو ۱
زرقی همی فروشی و شهری همی خری
دخل گزاف بنگر و خرج بلاش تو ۲
گویی که: دین پرستم و دنیا پرست نه
وانگه ز بیست خواجه فزونتر معاش تو ۳
بر روی راه این دو سه حیوان، به راستی
کمتر ز دام نیست دم دانهپاش تو ۴
گه راز خود ز خلق بپوشیدهای، ولی
روی زمین پرست ز تشویق فاش تو ۵
فردا کجا خلاص دهی آن مرید را؟
کامروز قرضدار شد از بهر آش تو ۶
با اوحدی مباف کرامات خود، که هیچ
کاری نمیرود ز بباش و مباش تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۶ - گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر میشد ز تو
گوهر بعدی:غزل ۶۶۸ - ای نور چشم من ز رخ لالهرنگ تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.