ملک‌الشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۵۲
چهار کار دژآگاهی (‌نادانی‌) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی (‌یعنی‌: زبردستی و زورمندی‌) نمودن‌، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگ‌ر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن (‌جوان‌) که زنی پیر به زنی کند.
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۸۶ - باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
خاقانی : رباعیات
شماره ۱۷۴ - ای چرخ مهم را ز سفر باز آور
ای چرخ مهم را ز سفر باز آور
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز
گفت عاشق اِمْتِحان کردم مَگیر
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
آزادلیق قوشی وارلیق
هر چند قوتولماق هله یوخ دارلیغمیزدان
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۲۸ - در گلشن روزگار میگردیدم
در گلشن روزگار میگردیدم
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۱۰۸ - دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
سعدی : غزلیات
غزل ۲۵۷ - از دست دوست هر چه ستانی شکر بود
از دست دوست هر چه ستانی شکر بود
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب
اگر دنیا اگر عقبا علی بن ابیطالب
عطار نیشابوری : درتعصب گوید
حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن
چونک آن بدبخت آخر از قضا
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹ - امروز دیدم یار را، آن رونق هر کار را
امروز دیدم یار را، آن رونَقِ هر کار را
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۸۸ - گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۵۹ - عقل آمد عاشقا خود را بپوش
عقل آمد عاشقا خود را بِپوش
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۴۰۵ - طلبکار تو دارد اضطرابی در جهانگردی
طلبکار تو دارد اضطرابی در جهانگردی
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۷۷ - لاف رندی مزن ای زاهد پاکیزه خصال
لاف رندی مزن ای زاهد پاکیزه خصال
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۱۱ - بر جان چو گشاده کرده ای دست ستم
بر جان چو گشاده کرده ای دست ستم
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۳۵ - اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
اگر فرزانهام بهرچه از زلفت در اغلالم
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۶ - ای سر روان باد خزانت مرساد
ای سر روان باد خزانت مرساد
سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۸ - کس این کند که دل از یار خویش بردارد
کس این کند که دل از یار خویش بردارد
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۷۷ - مکتوبی است که قائم مقام از آذربایجان به آصف الدوله نوشته
خداوندگارا، صاحب اقتدارا: امیدوارم که جناب اقدس آلهی روز بروز بر شوکت و اقتدار و حشمت و اختیار شما بیفزاید، ساحت احوال ماها همه نمونه شبستان بود، رقیمه کریمه مانند شمع، پرتو وصول بجمع انداخت فی الحال رونق گلستان یافت.