واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۶ - صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را
صبح میسازد شب من چشم گوهرپاش را
نهج البلاغه : حکمت ها
روش تبریک تولد نوزاد
وَ هَنَّأَ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلاَمٍ وُلِدَ لَهُ فَقَالَ لَهُ لِيَهْنِئْكَ اَلْفَارِسُ فَقَالَ عليه‌السلام لاَ تَقُلْ ذَلِكَ وَ لَكِنْ قُلْ شَكَرْتَ اَلْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي اَلْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ
انوری : غزلیات
غزل ۱۲۹ - حسن تو عشق من افزون می‌کند
حسن تو عشق من افزون می‌کند
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۵ - عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را
عینک شود چو شیشه دل عقل پیر را
عطار نیشابوری : بیان وادی فقر
حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر می‌خواستند
یک شبی پروانگان جمع آمدند
انوری : غزلیات
غزل ۸۴ - جمالش از جهان غوغا برآورد
جمالش از جهان غوغا برآورد
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۴ - نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
انوری : غزلیات
غزل ۳۳ - عشق تو از ملک جهان خوشترست
عشق تو از ملک جهان خوشترست
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۶ - دل هرچه کند عشق فزون آید از او
دل هرچه کند عشق فزون آید از او
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۳ - پی تحصیل آسایش فگندی در بدر خود را
پی تحصیل آسایش فگندی در بدر خود را
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۵ - ای چشم بد آمده میان من و تو
ای چشم بد آمده میان من و تو
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۳۴ - فی المدیحه
ای خداوندی که یزدان خاصت از داد آفرید
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۹۳ - تعاطی الکاس من شان الصبوح
تعاطی الکاس من شان الصبوح
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۲ - شاد از غیرت ندیدم خاطر ناشاد را
شاد از غیرت ندیدم خاطر ناشاد را
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۰۹ - سرمستم و تشنه، آب در ده
سرمستم و تشنه، آب در ده
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۸۹ - تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۱ - گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
گر کنم تحریر احوال دل ناشاد را
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۴۰ - کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰ - ز کیفیت بود هر گوشه صد میخانه در صحرا
ز کیفیت بود هر گوشه صد میخانه در صحرا
خاقانی : غزلیات
غزل ۱۸۷ - عشقت آتش ز جان برانگیزد
عشقت آتش ز جان برانگیزد