خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود میگوید، از جمله دوری از دین و دنیا و ایجاد فتنه و غوغا در زندگی. شاعر همچنین از ناامیدی و درد ناشی از فراق معشوق و تأثیرات منفی آن بر روح و روان خود سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۸۴ - جمالش از جهان غوغا برآورد
جمالش از جهان غوغا برآورد
مه از تشویر واویلا برآورد ۱
چو دل دادم بدو جان خواست از من
چو گفتم بوسهای صفرا برآورد ۲
ز بیآبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد ۳
غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد ۴
ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد ۵
همه توقیعها را کرد باطل
لبش از مشک چون طغری برآورد ۶
همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد ۷
مه از تشویر واویلا برآورد ۱
چو دل دادم بدو جان خواست از من
چو گفتم بوسهای صفرا برآورد ۲
ز بیآبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد ۳
غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد ۴
ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد ۵
همه توقیعها را کرد باطل
لبش از مشک چون طغری برآورد ۶
همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - ای مانده من از جمال تو فرد
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - باز دستم به زیر سنگ آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.