سعدی : غزلیات
غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۰۶ - دروازه بان
از پی آن دلبر دروازه بان ای دوستان امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۶ - ستاره بلنْ بلنْ تری ستارهْ
ستاره بلنْ بلنْ تری ستارهْ عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
قال الله تبارک وتعالی: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»
من بگویم آنچه مقصود خداست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
گهی جویندهٔ حسن غریبی
گهی جویندهٔ حسن غریبی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۲۶ - افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۵۹ - آن یار کلهدوز چه شیرین دوزد
آن یار کلهدوز چه شیرین دوزد خاقانی : غزلیات
غزل ۶۸ - ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۶۴ - عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
عیان دید ناگه بر آن لب چو خال غروی اصفهانی : مدایح و مراثی امیرالمؤمنین علی علیه السلام
شمارهٔ ۲ - فی ولادة مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام
بوی گل و سنبل است یا که هوای بهار؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴ - اگر فضل خدای ما بجنبش جا دهد ما را
اگر فضل خدای ما بجنبش جا دهد ما را صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۵۷ - ترا تا ساقی مجلس رقیب است
ترا تا ساقی مجلس رقیب است ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۷۵ - هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند
هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۹۲ - آهنگر
راه آهنگر سپر کردم به مژگان رفت و روب ملا احمد نراقی : باب چهارم
آداب میهمان
و از برای مهمان نیز آدابی است چند از آن جمله اینکه دعوت برادر مومن را به میهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد بلکه به فقیر زودتر وعده دهد و بعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد. مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی
تُرک خندیدن گرفت از داسْتان جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۱۲ - غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر
غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر عطار نیشابوری : وصلت نامه
وله ایضاً
ای خلق دو کون ذکر گویندهٔ تو عطار نیشابوری : وصلت نامه
مطلب در تنبیه و ترغیب سالک
ای دل آخر یک دمی بیدار شو سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۰۶ - دروازه بان
از پی آن دلبر دروازه بان ای دوستان امیر پازواری : دوبیتیها
شماره ۲۲۶ - ستاره بلنْ بلنْ تری ستارهْ
ستاره بلنْ بلنْ تری ستارهْ عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
قال الله تبارک وتعالی: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»
من بگویم آنچه مقصود خداست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
گهی جویندهٔ حسن غریبی
گهی جویندهٔ حسن غریبی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۲۶ - افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۵۹ - آن یار کلهدوز چه شیرین دوزد
آن یار کلهدوز چه شیرین دوزد خاقانی : غزلیات
غزل ۶۸ - ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۶۴ - عیان دید ناگه بر آن لب چو خال
عیان دید ناگه بر آن لب چو خال غروی اصفهانی : مدایح و مراثی امیرالمؤمنین علی علیه السلام
شمارهٔ ۲ - فی ولادة مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام
بوی گل و سنبل است یا که هوای بهار؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴ - اگر فضل خدای ما بجنبش جا دهد ما را
اگر فضل خدای ما بجنبش جا دهد ما را صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۵۷ - ترا تا ساقی مجلس رقیب است
ترا تا ساقی مجلس رقیب است ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۷۵ - هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند
هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۹۲ - آهنگر
راه آهنگر سپر کردم به مژگان رفت و روب ملا احمد نراقی : باب چهارم
آداب میهمان
و از برای مهمان نیز آدابی است چند از آن جمله اینکه دعوت برادر مومن را به میهمانی اجابت کند و فرق میان غنی و فقیر نگذارد بلکه به فقیر زودتر وعده دهد و بعد مسافت، مانع وعده دادن او نشود، مگر اینکه بسیار دور باشد. مولوی : دفتر ششم
بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی
تُرک خندیدن گرفت از داسْتان جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۱۲ - غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر
غفل نبرده بهره ای از روزگار عمر عطار نیشابوری : وصلت نامه
وله ایضاً
ای خلق دو کون ذکر گویندهٔ تو عطار نیشابوری : وصلت نامه
مطلب در تنبیه و ترغیب سالک
ای دل آخر یک دمی بیدار شو سعدی : غزلیات
غزل ۳۹۷ - از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم