خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند سرگردانی انسان، تقدیر، تفاوت بین ظاهر و باطن، و بی‌ثباتی دنیا می‌پردازد. شاعر از صوفی، زاهد، عابد، و دیگر افراد انتقاد می‌کند و نشان می‌دهد که موفقیت و شکست در دست تقدیر است و انسان‌ها در نهایت اسیر سرنوشت خود هستند.

متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، انتقادات اجتماعی و نگاه انتزاعی به زندگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی

ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی ۱

ملک صمدیت را، چه سود و زیان دارد
گر حافظ قرآنی، یا عابد اصنامی ۲

زهدت به چه کار آید، گر راندهٔ درگاهی؟
کفرت چه زیان دارد، گر نیک سرانجامی ۳

بیچارهٔ توفیقند، هم صالح و هم طالح
درماندهٔ تقدیرند، هم عارف و هم عامی ۴

جهدت نکند آزاد، ای صید که در بندی
سودت نکند پرواز، ای مرغ که در دامی ۵

جامی چه بقا دارد، در رهگذر سنگی؟
دور فلک آن سنگست، ای خواجه تو آن جامی ۶

این ملک خلل گیرد، گر خود ملک رومی
وین روز به شام آید، گر پادشه شامی ۷

کام همه دنیا را، بر هیچ منه سعدی
چون با دگری باید، پرداخت به ناکامی ۸

گر عاقل و هشیاری، وز دل خبری داری
تا آدمیت خوانند، ورنه کم از انعامی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵ - شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.