خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، پنهان‌کاری، شور و اشتیاق، و تأثیرات آن بر جهان و انسان‌ها سخن می‌گوید. شاعر از نقش‌هایی که در جهان افکنده شده و تأثیرات آن بر مردم و طبیعت صحبت می‌کند. همچنین، به قدرت و حاکمیت اشاره می‌کند و از امید و آرزو برای آینده سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۷ - آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای

آستین بر روی و نقشی در میان افکنده‌ای
خویشتن پنهان و شوری در جهان افکنده‌ای ۱

همچنان در غنچه و آشوب استیلای عشق
در نهاد بلبل فریاد خوان افکنده‌ای ۲

هر یکی نادیده از رویت نشانی می‌دهند
پرده بردار ای که خلقی در گمان افکنده‌ای ۳

آنچنان رویت نمی‌باید که با بیچارگان
در میان آری حدیثی در میان افکنده‌ای ۴

هیچ نقاشت نمی‌بیند که نقشی بر کند
و آنکه دید از حیرتش کلک از بنان افکنده‌ای ۵

این دریغم می‌کشد کافکنده‌ای اوصاف خویش
در زبان عام و خاصان را زبان افکنده‌ای ۶

حاکمی بر زیردستان هر چه فرمایی رواست
پنجهٔ زورآزما با ناتوان افکنده‌ای ۷

چون صدف امید می‌دارم که لؤلؤیی شود
قطره‌ای کز ابر لطفم در دهان افکنده‌ای ۸

سر به خدمت می‌نهادم چون بدیدم نیک باز
چون سر سعدی بسی بر آستان افکنده‌ای ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶ - ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - چو کسی درآمد از پای و تو دستگاه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.