کمال خجندی : مقطعات
شماره ۹۸ - شیر مردانه بگفتم پندیت
شیر مردانه بگفتم پندیت ترانه های کودکانه : بخش اول
نوروز
بهاره بهاره عمو نوروز تو راهه ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۹۰ - آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۳۹ - ای باد صبا خبر چه داری؟
ای باد صبا خبر چه داری؟ فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۶ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی و وزارت یافتن او بعد از عزل ٦ ساله
ای ترک همی باز شود دل بسرکار سعدی : باب پنجم در رضا
حکایت - چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۹۶ - از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست
از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۲ - بر آب روان و سبزه ای شمع طراز
بر آب روان و سبزه ای شمع طراز انوری : غزلیات
غزل ۲۹۹ - گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی
گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۸ - کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی بچه وسیلت منظور گردی و بکدام دالت منزلت رسی؟
کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی بچه وسیلت منظور گردی و بکدام دالت منزلت رسی؟ رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۶ - کامل خلخالی
اسم سعیدش ملک سعید. از فضلای خلخال و از شعرای صاحب حال، علوم عقلی و نقلی را با تصوف جمع کرده. از قال به حال رسیده و شراب معرفت چشیده. مدتها در شیراز از خلق انزوا گزیده و به ذکر حق آرمیده. اوقات را صرف کتب عرفانیه و حکمیّه مینمود و در همانا رحلت فرموده. این دو بیت و رباعیات از او نوشته شد: ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - مذمت دنیا و بی ارزشی و بی اعتباری آن
بدان ای جان برادر دنیا دشمن خدا و بندگان خداست، أعم از دوستان و دشمنان او اما دشمنی او با خدا آن است که راه بندگان او را زد و ایشان را به زخارف خود فریفت و از این جهت خد از روزی که آن را آفریده نظر بر آن نیفکند و اما عداوت آن با دوستان خدا به این است که خود را هر لحظه به نوعی می آراید و در نظر ایشان جلوه می دهد و نعمتهای خود را بر ایشان عرضه می کند، تا صبر بر ایشان گردد و حلاوت ترک دنیا در کام ایشان تلخ و ناگوار شود و اما دشمنی او با دشمنان خدا به این است که دام خود را در راه ایشان افکنده به مکر و فریب ایشان را به دام می کشد و گردن آنها را به کمند خود درمی آورد و با ایشان نرد محبت و دوستی می بازد، تا دلهای آنها را به خود کشیده از خدعه خود ایشان را ایمن و دلشان را به خود مطمئن ساخته به یکبار دامن خود را از دست ایشان می رهاند و ایشان را در پشیمانی و ندامت و اندوه و حسرت می نشاند پس آن بخت برگشتگان به کناری می آیند هم سود و سرمایه درباخته، و خود را از سعادت ابدی محروم ساخته، آتش حسرت در کانون سینه هایشان افروخته، و دلهایشان به آتش بی برگی سوخته، در فراق عجوزه دنیای غدار ناله های زار از دلهای افکار برمی آورند و از مکر و فریب آن آه های آتشبار می کشند و «یستغیثون و لا یغاث» بل یقال لهم «اخسئوا و لا تکلمون» یعنی «فریاد از نهادشان می آید و فریاد رسی نمی یابند بلکه از هر طرف ندا به ایشان می رسد که دور شوید ای سگان و سخن مگوئید». عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۷۸ - نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
نقد قدم از مخزن اسرار برآمد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۲ - صبحدم باد صبا مشک فشان میآید
صبحدم باد صبا مشک فشان میآید امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۴ - باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۲۷ - به شاهد لغت بادپیما، بمعنی بیفایده و بی حاصل
یکی بادپیمای کم زن بود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۴۲ - با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش
با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش عطار نیشابوری : حکایت بلبل
حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد
شهریاری دختری چون ماه داشت عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شماره ۲۴ - دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد
دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد مولانا خالد نقشبندی : اشعار عربی
شماره ۲
یا انیس القلب فی ضیق الفراق
شماره ۹۸ - شیر مردانه بگفتم پندیت
شیر مردانه بگفتم پندیت ترانه های کودکانه : بخش اول
نوروز
بهاره بهاره عمو نوروز تو راهه ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۹۰ - آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۳۹ - ای باد صبا خبر چه داری؟
ای باد صبا خبر چه داری؟ فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۷۶ - در مدح خواجه احمد بن حسن میمندی و وزارت یافتن او بعد از عزل ٦ ساله
ای ترک همی باز شود دل بسرکار سعدی : باب پنجم در رضا
حکایت - چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۹۶ - از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست
از حال دل مپرس که با اهل عقل چیست عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۲ - بر آب روان و سبزه ای شمع طراز
بر آب روان و سبزه ای شمع طراز انوری : غزلیات
غزل ۲۹۹ - گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی
گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی نصرالله منشی : باب الاسد و الثور
بخش ۸ - کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی بچه وسیلت منظور گردی و بکدام دالت منزلت رسی؟
کلیله گفت: انگار که به ملک نزدیک شدی بچه وسیلت منظور گردی و بکدام دالت منزلت رسی؟ رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۸۶ - کامل خلخالی
اسم سعیدش ملک سعید. از فضلای خلخال و از شعرای صاحب حال، علوم عقلی و نقلی را با تصوف جمع کرده. از قال به حال رسیده و شراب معرفت چشیده. مدتها در شیراز از خلق انزوا گزیده و به ذکر حق آرمیده. اوقات را صرف کتب عرفانیه و حکمیّه مینمود و در همانا رحلت فرموده. این دو بیت و رباعیات از او نوشته شد: ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - مذمت دنیا و بی ارزشی و بی اعتباری آن
بدان ای جان برادر دنیا دشمن خدا و بندگان خداست، أعم از دوستان و دشمنان او اما دشمنی او با خدا آن است که راه بندگان او را زد و ایشان را به زخارف خود فریفت و از این جهت خد از روزی که آن را آفریده نظر بر آن نیفکند و اما عداوت آن با دوستان خدا به این است که خود را هر لحظه به نوعی می آراید و در نظر ایشان جلوه می دهد و نعمتهای خود را بر ایشان عرضه می کند، تا صبر بر ایشان گردد و حلاوت ترک دنیا در کام ایشان تلخ و ناگوار شود و اما دشمنی او با دشمنان خدا به این است که دام خود را در راه ایشان افکنده به مکر و فریب ایشان را به دام می کشد و گردن آنها را به کمند خود درمی آورد و با ایشان نرد محبت و دوستی می بازد، تا دلهای آنها را به خود کشیده از خدعه خود ایشان را ایمن و دلشان را به خود مطمئن ساخته به یکبار دامن خود را از دست ایشان می رهاند و ایشان را در پشیمانی و ندامت و اندوه و حسرت می نشاند پس آن بخت برگشتگان به کناری می آیند هم سود و سرمایه درباخته، و خود را از سعادت ابدی محروم ساخته، آتش حسرت در کانون سینه هایشان افروخته، و دلهایشان به آتش بی برگی سوخته، در فراق عجوزه دنیای غدار ناله های زار از دلهای افکار برمی آورند و از مکر و فریب آن آه های آتشبار می کشند و «یستغیثون و لا یغاث» بل یقال لهم «اخسئوا و لا تکلمون» یعنی «فریاد از نهادشان می آید و فریاد رسی نمی یابند بلکه از هر طرف ندا به ایشان می رسد که دور شوید ای سگان و سخن مگوئید». عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۲۷۸ - نقد قدم از مخزن اسرار برآمد
نقد قدم از مخزن اسرار برآمد صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۲ - صبحدم باد صبا مشک فشان میآید
صبحدم باد صبا مشک فشان میآید امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۴ - باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو
باز به خون خلق شد چشم جفانمای تو لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۲۷ - به شاهد لغت بادپیما، بمعنی بیفایده و بی حاصل
یکی بادپیمای کم زن بود اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۴۲ - با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش
با یار بیوفا نتوان گفت حال خویش عطار نیشابوری : حکایت بلبل
حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد
شهریاری دختری چون ماه داشت عطار نیشابوری : باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق
شماره ۲۴ - دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد
دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد مولانا خالد نقشبندی : اشعار عربی
شماره ۲
یا انیس القلب فی ضیق الفراق