اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۱۹ - پیری
هرگز نکند فلک بکس پروایی
سنایی غزنوی : الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
اندر صفت شب گوید
چون نهان شد ز بهر سود زمین
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۶۰ - تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
عطار نیشابوری : باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق
شماره ۳ - از بس که شکر فشاند عشق تونخست
از بس که شکر فشاند عشق تونخست
نصرالله منشی : باب الملک و البراهمة
بخش ۱۴ - چون ملک این فصل بشنود از هلاک زن بترسید، گفت: بیک کلمه که در حال خشم بر زبان ما رفت تعلق کردی و نفس بی نظیر را باطل گردانیدی، و دران چنانکه لایق حال ن
چون ملک این فصل بشنود از هلاک زن بترسید، گفت: بیک کلمه که در حال خشم بر زبان ما رفت تعلق کردی و نفس بی نظیر را باطل گردانیدی، و دران چنانکه لایق حال ناصحان تواند بود تاملی و تثبتی بجای نیاوردی؟ در اثنای این عبارت بر لفظ راند که: سخت اندوهناک شدم بهلاک ایران دخت. وزیر گفت: دو تن همیشه اسیر اندوه و بسته غم باشند: یکی آنکه نهمت ببد کرداری مصروف دارد؛ و دیگر آنکه در حال قدرت، نیکویی کردن فرض نشمرد، مدت دولت و تمتع نعمت بدنیا ایشان را اندک دست دهد و غم و حسرت در آخرت بسیار.
ادیب الممالک : اضافات
شماره ۲۱ - خدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزا آقاسی را
خدا رحمت کند مرحوم حاجی میرزا آقاسی را
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۹۹ - دلبران مهر نمایند و وفا نیز کنند
دلبران مهر نمایند و وفا نیز کنند
سعدی : رباعیات
رباعی ۷۳ - گر تیر جفای دشمنان می‌آید
گر تیر جفای دشمنان می‌آید
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۳۹ - دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
دل قبله ای از طرف کلاهی دارد
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۳۸ - از حق چو ندا شنید ممتاز محل
از حق چو ندا شنید ممتاز محل
قوامی رازی : دیوان اشعار
شمارهٔ ۱ - از قصیده‌ایست که در نصیحت و موعظت گفته و موجود از آن این است
ساکن شو و تو طاعت ایزد کن اختیار
بابافغانی : غزلیات
شماره ۵۵ - نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
محتشم کاشانی : قطعات
شماره ۷ - سید عالی نسب قاضی عمادالدین که شد
سید عالی نسب قاضی عمادالدین که شد
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱۸ - در سبک عرفان
ماییم و دلی ز عشق صد چاک
اسدی توسی : گرشاسپ‌نامه
نکوهش مذهب دهریان
دگر نیز دان کز گروهان دهر
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۲۴ - فصل (خوشیها و لذتها بر سه درجه است)
مردمان چنین گویند که هر چه خوش بود آن نعمت بود. و خوشیها و لذتها بر سه درجه است: یکی آن است که آن خسیس تر است و آن لذت شکم و فرج است که خلق بیشتر آن دانند و بدان مشغول باشند و هر چه طلب کنند برای آن کنند. و دلیل خسیسی این است که همه بهایم در این شریک باشند و در پیش آدمیند در این لذت که خورش و گشن حیوانات بیش است، بلکه مگس و مور با آدمی شریکند. اندر این چون کسی همگی خویش بدین دهد به درجه حشرات زمین کفایت کرده است.
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له
ای خداوندی که پیرامون حصن سرّ غیب
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۸۶ - چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزی
شنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۹۱ - آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد
آن نگاه آشنای مشکل آسانت چه شد