خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج ناشی از قضا و بلا میگوید و اشکهایش را به سیل تشبیه میکند. او آرزو میکند که در خاک دفن شود، همانگونه که گل تازه به سرعت توسط باد مرگ از بین میرود.
متن حاوی مفاهیم عمیق غم و اندوه و مرگ است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث ایجاد پریشانی عاطفی شود.
شماره ۵۴ - تا دست قضا بر سرمن آتش بیخت
تا دست قضا بر سرمن آتش بیخت
آب مژه از دیده من سیل انگیخت ۱
خواهم که شود ریخته در خاک تنم
کآن تازه گل از باد اجل زود بریخت ۲
آب مژه از دیده من سیل انگیخت ۱
خواهم که شود ریخته در خاک تنم
کآن تازه گل از باد اجل زود بریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - دوش ازتف آه من شباهنگ بسوخت
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - از غیرت شیرین قد چون نیشکرت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.