کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۱ - آتش که همه دلی ازو ناشادست
آتش که همه دلی ازو ناشادست
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۹ - جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۳۳ - تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
تا ظن نبری که در نکوئیت شکیست
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۰۷ - ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند
ز بهر داغ که مستان علاج می طلبند
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۸۷ - بس عابد را که سرو بالای تو کشت
بس عابد را که سرو بالای تو کشت
ظهیرالدین فاریابی : غزلیات
شماره ۹ - گر سر کیسه وفابندی
گر سر کیسه وفابندی
کسایی مروزی : دیوان اشعار
صبح و نبید
صبح آمد و علامت مصقول بر کشید
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۳۴۰ - حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۶ - گر افتدم آن ماه شبی مست بدست
گر افتدم آن ماه شبی مست بدست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۲۹ - (در خموشی لب من چهره گشای رازست
(در خموشی لب من چهره گشای رازست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۸۲ - شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
شود ز داغ دل عاشقان خسته درست
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۳۳ - در بیان آنکه مولانا قدسنا اللّه بسره العزیز در غیب مشاهده میکرد و قطبی را دید که چهار هزار مرید داشت. همه اولیاء گشته و بحق رسیده، در چله از حق تعالی حالتی و مقامی میخواست که بدان نرسیده بود و در تمنای آن یارب یارب میگفت تا حدی بزرگ بود که بموافقت او همه اجزای زمین و آسمان و ارواح سفلی و علوی یارب میگفتند. نور خدای تعالی بمقدار سپری لطیف برگوش مولانا شمس الدین تبریزی عظم اللّه ذکره میزد و میگفت لبیک لبیک. چون سه بار آن معنی مکرر شد، شمس الدین از سر ناز گفت که، یارب آن شیخ میگوید، لبیک با اوگو. در حال پی آن سخن نور پیاپی بر گوش مولانا شمس الدین تبریزی میزد که لبیک لبیک لبیک.
سخن شمس دین همیگفتیم
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۲۵ - هر ناله که بر سر شتر می‌کردم
هر ناله که بر سر شتر می‌کردم
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۰ - گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
گر دل زتو بگسلند بغم بشکنمش
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱۱ - گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
گر جان خواهد ز من همه جان دهمش
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۷ - دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۷ - در بیان فرستادن مولانا قدسنا، الله بسره العزیز ولد را برسالت سوی دمشق بطلب شمس الدین تبریزی عظم الله ذکره
بود شه را عنایتی بولد
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۲ - به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۷۳ - از می چو آن غزال، سیه مست می شود
از می چو آن غزال، سیه مست می شود