خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عرفی شیرازی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از وفاداری دیگران است. شاعر از بیوفایی مردم و درد عشق شکایت میکند و با استفاده از استعارههای مختلف مانند آتش، شمشیر، و غزالان مست، احساسات خود را بیان مینماید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند ۱
ای بی غمان حذر که غزالان مست یار
فتراک عمر عافیت آویز می کنند ۲
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من
کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند ۳
برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش
این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند ۴
معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم
تعمیر این زمین بلا خیز می کنند ۵
چون شعله سر کشد همه پرهیز می کنند ۱
ای بی غمان حذر که غزالان مست یار
فتراک عمر عافیت آویز می کنند ۲
شمشیر غمزه-کند شد آهنگ قتل من
کاین تیغ به خون جگر تیز می کنند ۳
برخون کشتهٔ تو ملایک زنند جوش
این شهد را ببین که مگس-ریز می کنند ۴
معمور باد سینهٔ عرفی که درد و غم
تعمیر این زمین بلا خیز می کنند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۷ - در محبت لب خشک و دل تر می خندد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۹ - که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.