خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای درونی سخن میگوید. شاعر از جوشش خون، حیا، دعا، و رنجهای عاشقانه و عرفانی صحبت میکند. همچنین، اشارهای به شهیدان و ملامتهای عرفی دارد که او را پریشان کرده است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند خون و شهیدان ممکن است نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تاریخ داشته باشد.
غزل ۲۲۹ - که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
که برفروخت که درچشم ما حیا جوشید ۱
هزار آبله از هر نفس فروریزد
چنین که از ته دل تا لبم دعا جوشید ۲
ترانهٔ که چمن را به خون گرم گرفت
که ناگذشته بر او سینهٔ صبا جوشید ۳
کرشمهٔ که بر اصحاب درد می بارد
که خون گرم شهیدان هزار جا جوشید ۴
چنان ملامت عرفی مرا پریشان کرد
که عذر معصیتم از لب قفا جوشید ۵
که برفروخت که درچشم ما حیا جوشید ۱
هزار آبله از هر نفس فروریزد
چنین که از ته دل تا لبم دعا جوشید ۲
ترانهٔ که چمن را به خون گرم گرفت
که ناگذشته بر او سینهٔ صبا جوشید ۳
کرشمهٔ که بر اصحاب درد می بارد
که خون گرم شهیدان هزار جا جوشید ۴
چنان ملامت عرفی مرا پریشان کرد
که عذر معصیتم از لب قفا جوشید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - مدعی باز ملولست و بلایی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.