خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای طبیعت، عشق و معنویت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند لب خشک و دل تر، مستی عرفانی، خندههای معنوی، امید و آرزو سخن میگوید. همچنین، از گلها و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق استفاده شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارند تا به خوبی درک شوند.
غزل ۲۲۷ - در محبت لب خشک و دل تر می خندد
در محبت لب خشک و دل تر می خندد
مست مخمور در این تنگ شکر می خندد ۱
اهل دل خنده زنانند و نمی بیند کس
لب این جمع به آیین دگر می خندد ۲
ای کلیم، آتش ایمن، گل مقصود تو، چیست
به تمنای محال تو شجر می خندد ۳
دیده از شاهد امید فروبند و ببین
که لب شام به صد ذوق سحر می خندد ۴
کم مباد آب و هوای چمن ما، که در او
گل پژمرده به از لالهٔ تر می خندد ۵
دل عرفی بود آن مرغ خزان پرورده
که به حبس نفس و بستن پر می خندد ۶
مست مخمور در این تنگ شکر می خندد ۱
اهل دل خنده زنانند و نمی بیند کس
لب این جمع به آیین دگر می خندد ۲
ای کلیم، آتش ایمن، گل مقصود تو، چیست
به تمنای محال تو شجر می خندد ۳
دیده از شاهد امید فروبند و ببین
که لب شام به صد ذوق سحر می خندد ۴
کم مباد آب و هوای چمن ما، که در او
گل پژمرده به از لالهٔ تر می خندد ۵
دل عرفی بود آن مرغ خزان پرورده
که به حبس نفس و بستن پر می خندد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۶ - حدیث عشق جان فرسا بگویید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸ - اهل وفا که آتش ما تیز می کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.