خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و نگران است که دیگران به حریم او نزدیک شوند. او زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند زلف پریشان و چشمهٔ حیوان توصیف میکند و شعر خود را ستایش میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۴۰ - حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند ۱
ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا
مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند ۲
باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا
تا قطرهای از چشمهٔ حیوان تو یابند ۳
آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت
در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند ۴
چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است
هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند ۵
زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند ۱
ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا
مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند ۲
باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا
تا قطرهای از چشمهٔ حیوان تو یابند ۳
آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت
در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند ۴
چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است
هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - به کیش اهل وفا مدعا نمی گنجد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - بیا ای بخت سرگردان نشینید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.