خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از زیباییهای طبیعت و عشق سخن میگوید. او از گل، سبزه، باغ و عشق به عنوان نمادهایی از زیبایی و معنویت یاد میکند و در نهایت به مقایسهای بین این زیباییها و رخسار معشوق میپردازد.
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم عرفانی و عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
غزل ۱۰۲ - انجمن شهر ملای گلست
انجمن شهر ملای گلست
باده بیاور، که صلای گلست ۱
نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح
از سر عشقت، نه برای گلست ۲
بر رخ خوبان جهان خط کشید
سبزه، که خاک کف پای گلست ۳
باغ، که او خاک معنبر کند
سنبل او خواجه سرای گلست ۴
پیرهن یوسف مصری، که شهر
پرصفت اوست، قبای گلست ۵
سر به در دوست نهادند خلق
در همه سرها چو هوای گلست ۶
اوحدی، اینها همه گفتی، ولی
با رخ آن ماه چه جای گلست؟ ۷
باده بیاور، که صلای گلست ۱
نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح
از سر عشقت، نه برای گلست ۲
بر رخ خوبان جهان خط کشید
سبزه، که خاک کف پای گلست ۳
باغ، که او خاک معنبر کند
سنبل او خواجه سرای گلست ۴
پیرهن یوسف مصری، که شهر
پرصفت اوست، قبای گلست ۵
سر به در دوست نهادند خلق
در همه سرها چو هوای گلست ۶
اوحدی، اینها همه گفتی، ولی
با رخ آن ماه چه جای گلست؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - هم ز وصف لبت زبان خجلست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - از جام عشق بین همه باغ و بهار مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.