این متن شعری است که از عشق و مستی سخن میگوید و به توصیف حالات مختلف عاشقان و مستان میپردازد. در این شعر، عناصر طبیعت و شخصیتهای اساطیری و تاریخی مانند مجنون، ایوب، نوح و منصور به عنوان نمادهایی از عشق و مستی به کار رفتهاند. شاعر از حالات مختلف عاشقان و مستان صحبت میکند و در نهایت به این پرسش میرسد که این همه عشق و مستی برای چه کسی است.
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و شخصیتهای اساطیری و تاریخی نیاز به دانش پیشزمینه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۰۳ - از جام عشق بین همه باغ و بهار مست
دوران دهر عاشق و لیل و نهار مست ۱
ناهید در هبوط و قمر در شرف خراب
خورشید در طلوع و فلک ذرهوار مست ۲
مجنون و عشق خسته و ایوب و صبر زار
توفان و نوح بیدل و منصور و دار مست ۳
چندین پیاده بنگر و چندین سوار بین
گاهی پیاده بیدل و گاهی سوار مست ۴
معشوق پردگی و خر پردهدار و باز
هم پردگی و پرده و هم پردهدار مست ۵
آخر ز بهر کیست، نگویی، بدین صفت؟
چندین هزار بیدل و چندین هزار مست ۶
هشیار بود تا به کنون اوحدی ولی
آمد زمان آن که شود هوشیار مست ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.