صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۸۹ - نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار
نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴ - طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند
طایفهٔ دزدانِ عرب بر سرِ کوهی نشسته بودند و منفذِ کاروان بسته، و رعیّتِ بُلْدان از مَکایدِ ایشان مرعوب و لشکرِ سلطان مغلوب. به‌حکمِ آنکه مَلاذی مَنیع از قلّهٔ کوهی گرفته بودند و مَلجأ و مأوای خود ساخته. مدبّرانِ ممالک آن طرف در دفعِ مضرّت ایشان مشاورت همی‌کردند که اگر این طایفه هم برین نَسَق روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۴۳ - از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
از کف رغبت نداد، ساغر آیینه را
صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۷۰ - در مدح ولی‌الله اعظم امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»
ولی خالق اکبر علی هو علی حق
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۲۷ - برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۵ - در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش
در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۴۸۳ - خطی که دمید گرد رخسارش
خطی که دمید گرد رخسارش
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۸۸ - ما را به سر چاه بری دست زنی
ما را به سر چاه بری دست زنی
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۴۲ - عشق همان به که به زاری بود
عشق همان به که به زاری بود
غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۶۲ - پیدا کردن افسون مال
بدان که مثل مال همچون مار است که اندر وی زهر و تریاک است چنان که گفتیم و هرکه افسون مار نداند و دست به وی برد هلاک شود. و بدان سبب است که روا نیست که کسی گوید اندر صحابه کسانی بودند که توانگر بودند چون عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه پس در توانگری عیبی نیست و این همچنان بود که کودکی معزمی می بیند که دست فرا مار کند و اندر سله جمع همی کند. پندارد که از آن همی برگیرد که نرم است و اندر دست خوش است. وی نیز به گرفتن ایستد و ناگاه هلاک شود.
ادیب الممالک : ترکیبات
شماره ۸ - ای بتاراج عقل و دین چالاک
ای بتاراج عقل و دین چالاک
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۷۰ - نیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباب
نیست بحر پاک گوهر را خصومت با حباب
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۹۸ - تا به عشق تو قدم برداشتیم
تا به عشق تو قدم برداشتیم
فضولی : رباعیات
شماره ۳۰ - دنیا نه مقام ذوق و عیش و طرب است
دنیا نه مقام ذوق و عیش و طرب است
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۳۰ - هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم
هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم
سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱ - خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب می‌گفت
خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب می‌گفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۲۸ - بردن امیر محمد به قلعهٔ مندیش
و نماز دیگر این قوم نزدیک امیر محمّد رسیدند، و چون ایشان را بجمله نزدیک خویش دید، خدای را، عزّوجلّ، سپاس داری کرد و حدیث سوزیان‌ فراموش کرد.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۰۹ - ما را بس است سلسله جنبان اشاره ای
ما را بس است سلسله جنبان اشاره ای
مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۲ - ز روی توست عید آثار ما را
زِ رویِ توست عید آثارْ ما را
سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت
کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت