خلاصه و ردهبندی سنی
12+
مردی مغربی در بازار حلب از خداوندان نعمت میخواهد که اگر انصاف داشته باشند و مردم قناعت پیشه کنند، نیاز به گدایی از بین میرود. او قناعت را بالاترین نعمت میداند و آرزو میکند که قناعت او را بینیاز کند.
محتوا شامل مفاهیم اخلاقی و فلسفی است که برای درک و تحلیل، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. نوجوانان از 12 سال به بالا میتوانند این مفاهیم را بهتر درک کنند.
حکایت ۱ - خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت
خواهندهٔ مَغْرِبی در صفِ بزّازانِ حَلَب میگفت: ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت، رسمِ سؤال از جهان برخاستی.
ای قناعت! توانگرم گردان
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست ۱
کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است
هرکه را صبر نیست، حکمت نیست ۲
ای قناعت! توانگرم گردان
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست ۱
کنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است
هرکه را صبر نیست، حکمت نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:باب دوم در اخلاق درویشان
گوهر بعدی:حکایت ۲ - دو امیرزاده در مصر بودند، یکی علم آموخت و دیگری مال اندوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.