مولوی : غزلیات
غزل ۱۵۸۱ - گر به خوبی مه بلافد لا نسلم لا نسلم
گَر به خوبی مَه بِلافَد لا نُسَلِّم لا نسلم سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۱۴ - خسروا خلق در ضمان تواند
خسروا خلق در ضمان تواند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۵۹ - مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است
مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است کوهی : غزلیات
شماره ۳۳ - دوش در میکده گلبانگ علالا میرفت
دوش در میکده گلبانگ علالا میرفت میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۹ - رقیب بهر چه پیدا به رهگذار نیست
رقیب بهر چه پیدا به رهگذار نیست عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۳۹ - چون پرتو شمع بر شراب است امشب
چون پرتو شمع بر شراب است امشب مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۳۱ - با ابر همیشه در عتابش بینم
با ابر همیشه در عتابش بینم قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۲۴ - ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد
ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۵۷ - در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
در غم شاه شهیدان زار می باید گریست جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۲۹ - چون سرانگشت آن نگارین دید
چون سرانگشت آن نگارین دید رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ» اى لا تعتقدوا المعبود اثنین اللَّه گفت جلّ جلاله بندگان خویش را که اعتقاد مکنید که معبود دواند که معبود خود یکیست، یکتاى بى همتا، موجود بذات، موصوف بصفات، فلا تتّخذوا له شریکا فتکونوا قد جعلتم الهین اثنین و الاله الحقّ واحد با وى انباز مگویید که با پس او با شریک دو باشند و خدا خود یکیست، یکتایى و یگانگى صفت او، «فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» یعنى فانا ذلک الاله الواحد فخافونى، چون بدانستید که معبود بسزا یکیست، یگانه، آن یکى و یگانه منم از من ترسید، آن گه سخن با «هو» برد گفت: «وَ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى له جمیع ما فى السّماوات و الارض من الاشیاء لا شریک له فى شىء من ذلک هو خالقهم و رازقهم و هو محییهم و ممیتهم، هر چه در هفت آسمان و هفت زمین خلقست و چیز همه ملک و ملک اوست، همه رهى و چاکر اوست، همه آفریده و صنع اوست، با وى در آن هیچ انباز نه، آفریننده و روزى دهنده همه اوست، زنده کننده و میراننده اوست، «وَ لَهُ الدِّینُ واصِباً» اى و له الطاعة دائما یعنى طاعته واجبة ابدا، اى لیس احد یطاع له الّا انقطع ذلک عنه بزوال او هلاک غیر اللَّه فانّ الطاعة تدوم له، و نصب واصبا على القطع. و قیل واصبا اى شاقّا یعنى طاعته واجبة على کلّ الاحوال و ان کان فیها الوصب اى التّعب و له الطاعة رضى العبد بما یؤمر به ا و لم یرض و سهل علیه ا و لم یسهل، ثمّ قال: «أَ فَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ» اى أ فغیر اللَّه الذى خلق کل شىء و أمر أن لا یتّخذ اله معه تتّقون. میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۵ - آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت ایرج میرزا : قطعه ها
خیر مقدم و گله
وه چه خوب آمدی صفا کردی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۵ - زان دوست که غمگینم، غم خوار کنش، یارب
زان دوست که غمگینم، غم خوار کنش، یارب ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - مطایبه
ای از برما به خشم رفته قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست
ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۹۲ - یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
یار شُدم، یار شُدم، با غَمِ تو یار شُدم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۹۸ - آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
آتش عشق همان دم که بر افروخته اند سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۱۶۳ - جهنمی زنک زن .......
جهنمی زنک زن .......
غزل ۱۵۸۱ - گر به خوبی مه بلافد لا نسلم لا نسلم
گَر به خوبی مَه بِلافَد لا نُسَلِّم لا نسلم سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۱۴ - خسروا خلق در ضمان تواند
خسروا خلق در ضمان تواند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۵۹ - مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است
مرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن است کوهی : غزلیات
شماره ۳۳ - دوش در میکده گلبانگ علالا میرفت
دوش در میکده گلبانگ علالا میرفت میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۹ - رقیب بهر چه پیدا به رهگذار نیست
رقیب بهر چه پیدا به رهگذار نیست عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۳۹ - چون پرتو شمع بر شراب است امشب
چون پرتو شمع بر شراب است امشب مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۳۱ - با ابر همیشه در عتابش بینم
با ابر همیشه در عتابش بینم قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۲۴ - ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد
ز چشمم بی تو شب چندان سرشک لالهگون افتد جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۵۷ - در غم شاه شهیدان زار می باید گریست
در غم شاه شهیدان زار می باید گریست جلال عضد : غزلیّات
شماره ۱۲۹ - چون سرانگشت آن نگارین دید
چون سرانگشت آن نگارین دید رشیدالدین میبدی : ۱۶- سورة النحل- مکیه
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ» اى لا تعتقدوا المعبود اثنین اللَّه گفت جلّ جلاله بندگان خویش را که اعتقاد مکنید که معبود دواند که معبود خود یکیست، یکتاى بى همتا، موجود بذات، موصوف بصفات، فلا تتّخذوا له شریکا فتکونوا قد جعلتم الهین اثنین و الاله الحقّ واحد با وى انباز مگویید که با پس او با شریک دو باشند و خدا خود یکیست، یکتایى و یگانگى صفت او، «فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» یعنى فانا ذلک الاله الواحد فخافونى، چون بدانستید که معبود بسزا یکیست، یگانه، آن یکى و یگانه منم از من ترسید، آن گه سخن با «هو» برد گفت: «وَ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى له جمیع ما فى السّماوات و الارض من الاشیاء لا شریک له فى شىء من ذلک هو خالقهم و رازقهم و هو محییهم و ممیتهم، هر چه در هفت آسمان و هفت زمین خلقست و چیز همه ملک و ملک اوست، همه رهى و چاکر اوست، همه آفریده و صنع اوست، با وى در آن هیچ انباز نه، آفریننده و روزى دهنده همه اوست، زنده کننده و میراننده اوست، «وَ لَهُ الدِّینُ واصِباً» اى و له الطاعة دائما یعنى طاعته واجبة ابدا، اى لیس احد یطاع له الّا انقطع ذلک عنه بزوال او هلاک غیر اللَّه فانّ الطاعة تدوم له، و نصب واصبا على القطع. و قیل واصبا اى شاقّا یعنى طاعته واجبة على کلّ الاحوال و ان کان فیها الوصب اى التّعب و له الطاعة رضى العبد بما یؤمر به ا و لم یرض و سهل علیه ا و لم یسهل، ثمّ قال: «أَ فَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ» اى أ فغیر اللَّه الذى خلق کل شىء و أمر أن لا یتّخذ اله معه تتّقون. میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۶۵ - آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت ایرج میرزا : قطعه ها
خیر مقدم و گله
وه چه خوب آمدی صفا کردی اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۵ - زان دوست که غمگینم، غم خوار کنش، یارب
زان دوست که غمگینم، غم خوار کنش، یارب ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - مطایبه
ای از برما به خشم رفته قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست
ای سبز تلخ این نگه جان گداز چیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۹۲ - یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
یار شُدم، یار شُدم، با غَمِ تو یار شُدم شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۷۹۸ - آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
آتش عشق همان دم که بر افروخته اند سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۱۶۳ - جهنمی زنک زن .......
جهنمی زنک زن .......