خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی درباره عشق الهی و ارزشهای معنوی آن است. شاعر از سوختن در آتش عشق، اختصاصی بودن لباس عشق، علم ذوقی عرفانی، شادی ناشی از غم عشق و ارزش والای عشق حقیقی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. درک کامل این متن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
غزل ۷۹۸ - آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
اولا عود دل سوختگان سوخته اند ۱
خلعت شاهی عشقست به هر کس ندهند
این قبائیست که بر قامت ما دوخته اند ۲
طالب ار می طلبد علم لدنی از ما
علم ذوق است که ما را بخود آموخته اند ۳
شادی اهل دلان از غم عشق است مدام
حاصل عمر عزیزست و خوش اندوخته اند ۴
بر سر چار سوی عشق قماش سید
به متاعی بخریدند که نفروخته اند ۵
اولا عود دل سوختگان سوخته اند ۱
خلعت شاهی عشقست به هر کس ندهند
این قبائیست که بر قامت ما دوخته اند ۲
طالب ار می طلبد علم لدنی از ما
علم ذوق است که ما را بخود آموخته اند ۳
شادی اهل دلان از غم عشق است مدام
حاصل عمر عزیزست و خوش اندوخته اند ۴
بر سر چار سوی عشق قماش سید
به متاعی بخریدند که نفروخته اند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۷ - عاشقان درش از درد دوا یافته اند
گوهر بعدی:غزل ۷۹۹ - بحریان احوال دریا گفته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.