خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد فراق و ناکامی در عشق سخن میگوید. شاعر از یار دور شده و رنج انتظار میگوید و در نهایت به تسلیم و رضایت میرسد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند استغنا، ناز و نیاز، و انتظار دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «وقت کشتن» و «درد فراق» ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
شماره ۶۵ - آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
عالمی را کرد در آزار و آزاری نیافت ۱
بزم استغنایش از من بس که امشب گرم بود
مدعی هم پیش او تقریب گفتاری نیافت ۲
آن فرامُش وعد کرد امروز یاد ما، مگر
در کمند انتظار خود گرفتاری نیافت؟ ۳
یار چون بگذشت از من تا شود همراه غیر
منفعل برگشت، پنداری طلبکاری نیافت ۴
وقت کشتن دست و پایی میزدم بیاختیار
جان به این شکرانه دادم کز من آزاری نیافت ۵
آنکه خود را همچو میلی آرزومندی ندید
ناز خود را چون نیاز من خریداری نیافت ۶
عالمی را کرد در آزار و آزاری نیافت ۱
بزم استغنایش از من بس که امشب گرم بود
مدعی هم پیش او تقریب گفتاری نیافت ۲
آن فرامُش وعد کرد امروز یاد ما، مگر
در کمند انتظار خود گرفتاری نیافت؟ ۳
یار چون بگذشت از من تا شود همراه غیر
منفعل برگشت، پنداری طلبکاری نیافت ۴
وقت کشتن دست و پایی میزدم بیاختیار
جان به این شکرانه دادم کز من آزاری نیافت ۵
آنکه خود را همچو میلی آرزومندی ندید
ناز خود را چون نیاز من خریداری نیافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - آن غمزه در صف مژه خشمگین نشست
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - امشب که گوشه ی اجلم منزل آمدهست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.