خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد عشق و فراق سخن میگوید. شاعر از داغ دل، میل ملاقات، حسد و سودای عشق مینالد و از زلف یار و رخسار او یاد میکند. تصاویری مانند لاله داغدار، دیده پرخون، و سلسله زلف، همه نشاندهنده عشق آتشین و رنجهای آن هستند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد ۱
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد ۲
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد ۳
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد ۴
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد ۵
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد ۶
خون دل، میل ملاقات ایاغم دارد ۱
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد
لاله داغی ز میان برد، که داغم دارد ۲
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پای
از حسد دیده پرخون به چراغم دارد ۳
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پای
گر بدانم که خزان روی به باغم دارد ۴
از چه در سلسله زلف تو دارد دستم؟
گر نه سودا سر آشوب دماغم دارد ۵
محرم زلف و رخ او نتوان دید کسی
شانه دل میخلد و آینه داغم دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - فکنده زخم دلم را به حالت بهبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.