خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از نگاه معشوق و داغ دل خود مینالد و احساسات خود را با تصاویری مانند لاله (نماد عشق و رنج) و داغهای پیوسته توصیف میکند. او از نادیده گرفته شدن توسط معشوق شکایت دارد و تنها همدردی را در لاله مییابد که آن هم رنجکشیده است.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۸ - هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد
این دیده چه با جان من سوخته دارد؟ ۱
زان شیفته داغ بتانم که چو لاله
اجزای مرا داغ به هم دوخته دارد ۲
با این نگه خیره سر راه چه گیرم
آن را که خیال نگه، افروخته دارد ۳
قدر جگر سوختهام را نشناسد
جز لاله که او هم جگر سوخته دارد ۴
داغم ز یک اندیشی آن کس که درین باغ
چون لاله همین داغ دل اندوخته دارد ۵
قدسی نه همین فکر تو خام است گه نظم
این سلسله بسیار نوآموخته دارد ۶
این دیده چه با جان من سوخته دارد؟ ۱
زان شیفته داغ بتانم که چو لاله
اجزای مرا داغ به هم دوخته دارد ۲
با این نگه خیره سر راه چه گیرم
آن را که خیال نگه، افروخته دارد ۳
قدر جگر سوختهام را نشناسد
جز لاله که او هم جگر سوخته دارد ۴
داغم ز یک اندیشی آن کس که درین باغ
چون لاله همین داغ دل اندوخته دارد ۵
قدسی نه همین فکر تو خام است گه نظم
این سلسله بسیار نوآموخته دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - آنان که مرا جورکش یار نوشتند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - باز ناخن سر پرسیدن داغم دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.