خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر احساسات عاشقانه و ناامیدی است. شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود می‌نویسد. او از ناامیدی و از دست دادن آرامش خود به دلیل این عشق شکایت می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق او به معشوق باعث از دست دادن عقل و آرامشش شده است.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و از دست دادن عقل به دلیل عشق، نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۷ - کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت

کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت
که قرار از دل دیوانه به یک بار برفت ۱

باد بوی گل رویش به گلستان آورد
آب گلزار بشد رونق عطار برفت ۲

صورت یوسف نادیده صفت می‌کردیم
چون بدیدیم زبان سخن از کار برفت ۳

بعد از این عیب و ملامت نکنم مستان را
که مرا در حق این طایفه انکار برفت ۴

در سرم بود که هرگز ندهم دل به خیال
به سرت کز سر من آن همه پندار برفت ۵

آخر این مور میان بسته افتان خیزان
چه خطا داشت که سرکوفته چون مار برفت ۶

به خرابات چه حاجت که یکی مست شود
که به دیدار تو عقل از سر هشیار برفت ۷

به نماز آمده محراب دو ابروی تو دید
دلش از دست ببردند و به زنار برفت ۸

پیش تو مردن از آن به که پس از من گویند
نه به صدق آمده بود این که به آزار برفت ۹

تو نه مرد گل بستان امیدی سعدی
که به پهلو نتوانی به سر خار برفت ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - عشق در دل ماند و یار از دست رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.