سلطان باهو : غزلیات
غزل ۱۵ - ثبتوا اقدامکم ای سالکان
ثبتوا اقدامکم ای سالکان
خیام : گردش دوران [۵۶-۳۵]
رباعی ۳۷
یک‌چند به کودکی به استاد شدیم؛
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۷۵ - رنگین لاله ها
فلک تا کی جفا بر آل پیغمبر روا دارد
نهج البلاغه : خطبه ها
سفارش به شتاب در نيكوكارى
و من خطبة له عليه‌السلام في المسارعة إلى العمل فَاعْمَلُوا وَ أَنْتُمْ فِي نَفَسِ اَلْبَقَاءِ وَ اَلصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ اَلتَّوْبَةُ مَبْسُوطَةٌ وَ اَلْمُدْبِرُ يُدْعَى وَ اَلْمُسِيءُ يُرْجَى قَبْلَ أَنْ يَخْمُدَ اَلْعَمَلُ وَ يَنْقَطِعَ اَلْمَهَلُ وَ يَنْقَضِيَ اَلْأَجَلُ وَ يُسَدَّ بَابُ اَلتَّوْبَةِ وَ تَصْعَدَ اَلْمَلاَئِكَةُ
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۸ - جواب دادن فرامرز
به پاسخ بدو گفت کز بخردی
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۱۳ - خدایا کن تو بر من مهربانی
خدایا کن تو بر من مهربانی
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن
فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
ملا احمد نراقی : باب اول
فصل سوم - راه شناختن نفس
بدان که آنچه گفتم آدمی را غیر از همین بدن مادی و صورت حسی، جزوی دیگر هست مجرد، که آن را «نفس» می گویند، اگر چه فهمیدن و دانستن آن صعوبت دارد و لیکن هرگاه کسی به نظر تحقیق، تامل کند این مطلب بر او ظاهر و روشن می شود، زیرا که هر که ساحت دل خود را از غبار عالم طبیعت پاک کند و علایق و شهوات حیوانیت را اندکی از خود دور نماید و آئینه دل را از زنگ کدورات این عالم فی الجمله جلائی دهد و گاه گاهی در دل را بر روی اغیار نابکار ببندد و با محبوب حقیقی خلوتی نماید و با حضور قلب، متوجه به عالم انوار شود و با نیت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهی تفکر در عجایب ملک و «ملکوت» پادشاه لایزال نماید و زمانی تامل در غرایب جمال و جبروت قادر ذوالجلال کند، البته از برای او حالتی نورانی و «بهجتی» عقلی حاصل می شود، که به سبب آن یقین می کند که ذات او از این عالم جسمانی نیست، بلکه از عالم دیگر است.
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۶ - جواب دادن فرامرز
بدو گفت کای پیر زنار بند
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۴۵ - دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویان
فلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۸۱ - در طلب استغفار گوید
از شرب مدام و لاف مشرب توبه
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۵ - الا ای یار فرزانه بیا با ما بمیخانه
الا ای یار فرزانه بیا با ما بمیخانه
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دولتی همسایه شد، همسایگان را الصلا
دولتی همسایه شُد، همسایگان را اَلصَّلا
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۶۳ - اشک روان
تا به کی بتوان نهفت اندر دل، این راز نهان را
عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۷۹ - وله
همان کز سگی زاهدی دیدمی
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۴ - ببازی عشق میبازم ، سر بازار سر بازم
ببازی عشق میبازم ، سر بازار سر بازم
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگی
چو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۱ - یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُو
امامی هروی : اشعار دیگر
شماره ۱۵ - دو نتیجه است در جهان وجود
دو نتیجه است در جهان وجود