نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱ - وعلی الله توکلی
سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار درفشان، بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید، در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معونت و مظاهرت محتاج نگشت، و بدایع ابداع در عالم کون و فساد پدید آورد، و آدمیان را بفضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید، و از برای هدایت و ارشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت و ضلالت برهانیدند، و صحن گیتی را بنور علم و معرفت آذین بستند، و آخر ایشان در نوبت و اول در رتبت، آسمان حق و آفتاب صدق، سید المرسلین و خاتم النبیین و قائدالغر المحجلین ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن هاشم بن عبد مناف العربی را، صلی الله علیه و علی عترته الطاهرین، برای عز نبوت و ختم رسالت برگزید، و به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید، و از جهت الزام حجت و اقامت بینت به رفق و مدارا دعوت فرمود، و به اظهار آیات مثال داد، تا معاندت و تمرد کفار ظاهر گشت، و خردمندان دنیا را معلوم گشت که به دلالات عقلی و معجزات حسی التفات نمی نمایند، آنگاه آیات جهاد بیامد و فرضیت مجاهدت، هم از وجه شرع و هم از طریق خرد، ثابت شد. و تایید آسمانی و ثبات عزم صاحبت شریعت بدان پیوست، و انصار حق را سعادت هدایت راه راست نمود، و مدد توفیق جمال حال ایشان را بیاراست، تا روی بقمع کافران آوردند، و پشت زمین را از خبث شرک ایشان پاک گردانیدند، و ملت حنیفی را به اقطار و آفاق جهان برساندیدند و حق را در مرکز خود قرار دادند. عبید زاکانی : عشاقنامه
بخش ۱۲ - غزل
ز سوز عشق من جانت بسوزد مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۵۱ - دلی یا دیدهٔ عقلی تو، یا نور خدابینی؟
دلی یا دیدهٔ عقلی تو، یا نورِ خدابینی؟ حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳ - اگر خونم خورد جانان نخواهم کرد من ترکش
اگر خونم خورد جانان نخواهم کرد من ترکش اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۱ - ای گشته لبت آتش جان را تریاک
ای گشته لبت آتش جان را تریاک سعیدا : غزلیات خاص
شمارهٔ ۱ - از کرده پشیمانم ناکرده هراسانم
از خویش گریزانم راهیم به خود بنما قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۶۷ - نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد
نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۵
عاشق را طلب رضای معشوق در عشق شرط راه است و رضا از روی ظاهر در تیمار امر معشوق بوداما قومی را که نظر بر ارادت و حکم او افتد اگر امر متخلف ماند باک ندارند. ای برادر فرمان معشوق دیگرست و ارادتش دیگر، گاه گاه فرمان معشوق محکی شود که عیار باطن عاشق بدان بتوان دانست روا بود که فرمان نبرد اگر خواهد که فرمان برد خامی بود که در عشق ناتمام بود و اگر فرمان نبرد کامل بود و مراد او حاصل بود. میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۹۳ - مجملی از وضع جغرافی و حسن موقع طبیعی ایران
خوشا مرز ایران عنبر نسیم ظهیرالدین فاریابی : ترکیبات
شماره ۲ - دوش چون زلف شب به شانه زدند
دوش چون زلف شب به شانه زدند حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۷۱ - نمیدانم چرا ساقی به کف ساغر نمیگیرد
نمیدانم چرا ساقی به کف ساغر نمیگیرد عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۶۴ - از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد
از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۹ - عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۱ - هر قطره ی شبنم رخ گل
هر قطره ی شبنم رخ گل یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۲۱ - فدایت شوم، ارمان رنج ابراهیم و رحمن مایه تاخیر حرکت شد. غالبا این دو سه روزه قای
فدایت شوم، ارمان رنج ابراهیم و رحمن مایه تاخیر حرکت شد. غالبا این دو سه روزه قاید تقدیر عنانگیر باشد، و بعون خدائی و فرخ سروش استیفای خدمت حاصل گردد. من هرگز از در صورت قرب اندیشی صحبت نگشته ام، و خدام عالی نیز از در دید و درایت بر این خاکسار نگذشته. اجمالا قبل از ملاقات اگر حرفی دو از گوهر و خوی خود عرضه دارم شنعت عقلی تعلق نگیرد. معایب من بر محاسن رجحان دارد، ولی نه آن عیب که ضرر و زیان آن مایه خلل و زلل کار دیگران باشد، تیمارش با خداست اگر عزت دهد آسوده خواهم زیست و اگر خوار دارد چشم حسرتی باز خواهم کرد. دلم میخواست اولاد من نیز اگر عیبی دارند عاید روزگار خود ایشان باشد. حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۲۰ - الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها عطار نیشابوری : پندنامه
در صفت فقر و صبر
فقر خود را پیش کس پیدا مکن قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۹۴ - چنان بیغوله دشتی آدمیکش
چنان بیغوله دشتی آدمیکش فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - امروز به شهر دل پریشان ماییم
امروز به شهر دل پریشان ماییم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
بخش ۱ - وعلی الله توکلی
سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حکمت او در دل شب تار درفشان، بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد، جباری که نیش پشه را تیغ قهر دشمنان گردانید، در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معونت و مظاهرت محتاج نگشت، و بدایع ابداع در عالم کون و فساد پدید آورد، و آدمیان را بفضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید، و از برای هدایت و ارشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت و ضلالت برهانیدند، و صحن گیتی را بنور علم و معرفت آذین بستند، و آخر ایشان در نوبت و اول در رتبت، آسمان حق و آفتاب صدق، سید المرسلین و خاتم النبیین و قائدالغر المحجلین ابوالقاسم محمد بن عبدالله بن هاشم بن عبد مناف العربی را، صلی الله علیه و علی عترته الطاهرین، برای عز نبوت و ختم رسالت برگزید، و به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید، و از جهت الزام حجت و اقامت بینت به رفق و مدارا دعوت فرمود، و به اظهار آیات مثال داد، تا معاندت و تمرد کفار ظاهر گشت، و خردمندان دنیا را معلوم گشت که به دلالات عقلی و معجزات حسی التفات نمی نمایند، آنگاه آیات جهاد بیامد و فرضیت مجاهدت، هم از وجه شرع و هم از طریق خرد، ثابت شد. و تایید آسمانی و ثبات عزم صاحبت شریعت بدان پیوست، و انصار حق را سعادت هدایت راه راست نمود، و مدد توفیق جمال حال ایشان را بیاراست، تا روی بقمع کافران آوردند، و پشت زمین را از خبث شرک ایشان پاک گردانیدند، و ملت حنیفی را به اقطار و آفاق جهان برساندیدند و حق را در مرکز خود قرار دادند. عبید زاکانی : عشاقنامه
بخش ۱۲ - غزل
ز سوز عشق من جانت بسوزد مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۵۱ - دلی یا دیدهٔ عقلی تو، یا نور خدابینی؟
دلی یا دیدهٔ عقلی تو، یا نورِ خدابینی؟ حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۳ - اگر خونم خورد جانان نخواهم کرد من ترکش
اگر خونم خورد جانان نخواهم کرد من ترکش اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۱ - ای گشته لبت آتش جان را تریاک
ای گشته لبت آتش جان را تریاک سعیدا : غزلیات خاص
شمارهٔ ۱ - از کرده پشیمانم ناکرده هراسانم
از خویش گریزانم راهیم به خود بنما قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۶۷ - نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد
نه از خطاست که در ابروی تو چین باشد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۳۵
عاشق را طلب رضای معشوق در عشق شرط راه است و رضا از روی ظاهر در تیمار امر معشوق بوداما قومی را که نظر بر ارادت و حکم او افتد اگر امر متخلف ماند باک ندارند. ای برادر فرمان معشوق دیگرست و ارادتش دیگر، گاه گاه فرمان معشوق محکی شود که عیار باطن عاشق بدان بتوان دانست روا بود که فرمان نبرد اگر خواهد که فرمان برد خامی بود که در عشق ناتمام بود و اگر فرمان نبرد کامل بود و مراد او حاصل بود. میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۹۳ - مجملی از وضع جغرافی و حسن موقع طبیعی ایران
خوشا مرز ایران عنبر نسیم ظهیرالدین فاریابی : ترکیبات
شماره ۲ - دوش چون زلف شب به شانه زدند
دوش چون زلف شب به شانه زدند حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۷۱ - نمیدانم چرا ساقی به کف ساغر نمیگیرد
نمیدانم چرا ساقی به کف ساغر نمیگیرد عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۶۴ - از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد
از عشقِ تو در جهان عَلَم خواهم شد سعیدا : غزلیات
شماره ۵۰۹ - عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۵۱ - هر قطره ی شبنم رخ گل
هر قطره ی شبنم رخ گل یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۲۱ - فدایت شوم، ارمان رنج ابراهیم و رحمن مایه تاخیر حرکت شد. غالبا این دو سه روزه قای
فدایت شوم، ارمان رنج ابراهیم و رحمن مایه تاخیر حرکت شد. غالبا این دو سه روزه قاید تقدیر عنانگیر باشد، و بعون خدائی و فرخ سروش استیفای خدمت حاصل گردد. من هرگز از در صورت قرب اندیشی صحبت نگشته ام، و خدام عالی نیز از در دید و درایت بر این خاکسار نگذشته. اجمالا قبل از ملاقات اگر حرفی دو از گوهر و خوی خود عرضه دارم شنعت عقلی تعلق نگیرد. معایب من بر محاسن رجحان دارد، ولی نه آن عیب که ضرر و زیان آن مایه خلل و زلل کار دیگران باشد، تیمارش با خداست اگر عزت دهد آسوده خواهم زیست و اگر خوار دارد چشم حسرتی باز خواهم کرد. دلم میخواست اولاد من نیز اگر عیبی دارند عاید روزگار خود ایشان باشد. حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۲۰ - الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها عطار نیشابوری : پندنامه
در صفت فقر و صبر
فقر خود را پیش کس پیدا مکن قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۹۴ - چنان بیغوله دشتی آدمیکش
چنان بیغوله دشتی آدمیکش فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - امروز به شهر دل پریشان ماییم
امروز به شهر دل پریشان ماییم جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴۱ - آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است
آنکه از داغ فراقت جگرش سوخته است