صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۹ - کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۷۴ - حسن چو بی پرده شد دلها به خون غلطان شود
حسن چو بی پرده شد دلها به خون غلطان شود
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۸۸ - اهل ملت چون به شب دیدند بر گردون هلال
اهل ملت چون به شب دیدند بر گردون هلال
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰۲ - چون برگ لاله بوده‌ام و اکنون
چون برگ لاله بوده‌ام و اکنون
آذر بیگدلی : قطعات
شماره ۴۲ - ای عادلی که دیده رعایای این دیار
ای عادلی که دیده رعایای این دیار
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۷۹ - برکش ای ترک بر اسب طرب و شادی تنگ
برکش ای ترک بر اسب طرب و شادی تنگ
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۰۰ - من بدان آمدم به خدمت تو
من بدان آمدم به خدمت تو
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۶۷ - ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش
ای شاه همه عالم و فخرگهر خویش
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۳ - آه! ازین جور بد زمانهٔ شوم
آه! ازین جور بد زمانهٔ شوم
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۴۶ - خیمه‌ها بین زده به صحرا بر
خیمه‌ها بین زده به صحرا بر
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۱ - هر کو برود راست نشستست به شادی
هر کو برود راست نشستست به شادی
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۷ - شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام
اَنْبیا گفتند فالِ زشت و بَد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۶۳ - چنان بار برآورد به خویشتن
چنان بار برآورد به خویشتن
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۳۲ - این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
این چه حرف است که در عالم بالاست بهشت؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۶ - تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۳۴ - بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار
بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۹ - اگر من زونجت نخوردم گهی
اگر من زونجت نخوردم گهی
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۲۵ - تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۵۷ - ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟