خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که در آن شاعر از عدالت و عفو یک حاکم عادل سخن میگوید. سپس به داستانی اشاره میکند که در آن یک گاو از رمه فرار کرده و به شهر میآید، و شاید این اتفاق به دلیل بیتوجهی کشاورزان رخ داده باشد. شاعر از حاکم میپرسد که چه تصمیمی میگیرد: آیا به عدالت رفتار میکند یا به شفاعت دیگران گوش میدهد؟
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و سیاسی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارهها ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۲ - ای عادلی که دیده رعایای این دیار
ای عادلی که دیده رعایای این دیار
عدل تو را معاینه، عفو تو را عیان ۱
دی بودم، آرمیده ز غوغای مرد و زن
کامد یکی بحجره ی داعی ز راعیان ۲
کامروز گاوی از رمه رم کرده سوی شهر
آمد مگر ندیده رعایت زراعیان ۳
گویی بره ز مزرعه یی خورده خوشه یی
وین قصه را رسانده بگوش تو ساعیان ۴
از عدل و عفو تا چه پسند آیدت کنون
غفلت راعیان و شفاعت ز داعیان ۵
عدل تو را معاینه، عفو تو را عیان ۱
دی بودم، آرمیده ز غوغای مرد و زن
کامد یکی بحجره ی داعی ز راعیان ۲
کامروز گاوی از رمه رم کرده سوی شهر
آمد مگر ندیده رعایت زراعیان ۳
گویی بره ز مزرعه یی خورده خوشه یی
وین قصه را رسانده بگوش تو ساعیان ۴
از عدل و عفو تا چه پسند آیدت کنون
غفلت راعیان و شفاعت ز داعیان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۱ - و له هزل آذر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۳ - تاریخ وفات محمد امین خان بیگدلی (۱۱۸۳ ه.ق)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.